
|
فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""
|
ن:ادریس دژبند
2007/12/19
در آغاز باید گفت آنچه که جمهوری اسلامی در این دوره اخیر از سرکوب و بگیر و ببند جهت مرعوب نمودن و به عقب واداشتن جنبشهای اجتماعی و بطور معین از میدان بدر کردن فعالین این عرصه ها بکارگرفت ،نتوانست راه به جایی ببرد. زیرا پشت این اعراضات که به خیابانها کشیده شده جنبشهای عظیمی خوابیده که بسی پرتوانتر از آنست که رژیم بخواهد ، آنهارا سرکوب کند . همچنانکه پس از یاد بود 16آذر دیدیم ، این اعتراض جنبش دانشجویی با واقعه رویارویی رژیم در به بندکشیدن فعالین چپ و آزادیخواه این جنبشها نه تنها از پای ننشست بلکه فعالیت خود را سازمانیافته تر و پر توانتر جهت احقاق حقوق انسانی خویش با مبارزین و فعالین دیگر عرصه های اجتماعی دارند به پیش میبرند. آنچه در این میدان بر همه نمایان است ا ین بوده که رژیم با هرآنچه در توان داشت سعی خود را در جهت سرکوب این جنبش بکار گرفت . فعالین بی شماری رابه زندان افکند اما صدای آزادیخواهانه وبرابری طلبانه این اعتراضات جنبش را نتوانست به سکوت وادارد . گرچه آنها را خواست محدود کند ،اما نتوانست شعارهای ، آزادی ، برابری ، ودیگر شعارهای آنهارا که همرزمانشان به گوش جهانیان رساندند به ذره محدود نماید ، بلکه مشاهده میکنیم که هر روزه توده ای وسیعتر اعم از رادیکالترین اقشار جامعه به این جنبش و اعتراض پیوسته و حضور باشکوهی در شهرها از اعلام موجودیت و پشتیبانی خود علیه رژیم استثمارگر و حافظ سرمایه به راه می افتد، بگونه ای که انعکاس آن درکشورهای دیگر جهان نیز اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.
رژیمی که ،جز شکنجه و در بند نگه داشتن فعالین این جنبشها و یا بعبارتی سلاحی جز تعرض به خواست و مطالبات ازادیخواهانه که به دست گرفته بیشتر راهی را نمیشناسد. پس ما هم باید در برابر این رژیم هرچه متشکلتر از قبل برای آزادی هم سرنوشتانمان بکوشیم تا آنها را دوباره به میدان مبارزه بازگردانیم اتحاد عمل و همبستگی طبقاتی بین دانشجویان، کارگران، زنان و ایجاد اتحادیه و تشکلهای مستقل و با شعارهای سازمان یافته جلو برویم و جامعه را در جهتی سوق دهیم که به این جنبشها بپیوندند، کارگرانی که محرک چرخه کار و اقتصاد جامعه هستند، دانشجویانی که از خواسته ها و مطالبات خود محروم بوده و زنانی که نیمی از جامعه را تشکیل داده ولی از هیچ حقوق انسانی برخوردار نیستند و به آنها فقر، گرسنگی، کار برابر با مرد در برابر حقوق نابرابر و انواع تبعیض را روا می دارند. پس باید دست در دست هم نهاده و پیشروی برای متحقق شدن خواستهای انسانی خود و دنیای نوین به دور از تبعیض، به دور از زندان و شکنجه و دنیای یکسان مبارزه کنیم . پس باید هرچه بیشتر کوشش کنیم که این اتحاد عمل و همبستگی طبقاتی شکل بگیرد و کوشش نموده تا محمود صالحی و امثال محمود صالحی و تمام رهبران عملی جنبشها را دوباره به میدان مبارزه باز گردانیم و خواستار آزادی هرچه سریعتر دانشجویان دربند باشیم.
رفقایمان را تنها نگذاریم همچنانکه تا به حال آنها را تنها نگذاشته ایم ولی این بار با یک صدا و با اتحادی سراسری باید با طبقه کارگر کار این رژیم را یکسره کنیم. باید نگذاریم از این بیشتر این اذیت و آزار را به ما تحمیل کنند. ما زیادیم، ما هم صداییم، هم دردیم پس هیچ کمی نداریم جز همبستگی و این همبستگی طبقاتی میان کارگران، دانشجویان و جنبش زنان بایستی به عمل بیاید و با همت همدیگر برای آزادی این عزیزان بکوشیم. ترس را بایستی از بین برد و نگذاشت بر خواسته های ما غلبه کند و به عقب برانند بلکه بایستی دشمن ما که امپریالیسم و سرمایه داری جهانی و عوامل و طیفها و جناحهای مرتجع هم منفعت آن در داخل را به عقب نشینی وادار کنیم. جامعه را ما تشکیل می دهیم پس بایستی خودمان برای سرنوشتمان برنامه ریزی و تصمیم بگیریم. بایستی جامعه را از این رعب و وحشت نجات دهیم و امنیت جامعه را متحقق کنیم.
توانایی وپیشری طبقه کارگر است که دولت حامی سرمایه را سرنگون خواهد کرد. با همت و کوشش و همبستگی طبقاتی همه غیر ممکنها ممکن می شود و همه ناخوشی و زجرها به امنیت و آرامش مبدل می شود و دیگر نه ظلمی و زندانی هست که نا امنی را بر ما تحمیل کند. ما بایستی با این امید جلو برویم و از خود هیچ ضعفی نشان ندهیم و خود را ناتوان جلوه ندهیم. پس پیش به سوی این همبستگی طبقاتی میان جنبش های اجتماعی.
امروز ما در خارج از ایران شاهد این همه پشتیبانی هستیم که روز به روز به آمار این آزادیخواهان و مدافعان طبقاتی این جنبشها افزوده می شود. از احزاب چپ گرفته تا سندیکاهای کارگری و پیشروان کارگری از زنان برابری طلب و از دانشجویان خارج کشور که برای آزادی این فعالین به خیابانهای شهرها می ریزند و کمپینهایی برای آزادیشان به راه می اندازند. می بینیم که اخبار اعتراضات چپ و رادیکال و سایتهای چپ و..... امروز همه و همه خبر این جنبشها را تعقیب می کنند پس بایستی بگوییم که ما تنها نیستیم بلکه زیاد و زیادتر هم می شویم.
زنده باد همبستگی طبقاتی میان جنبشهای اجتماعی.
زنده باد سوسیالیسم
زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری

جان محمود صالحی فعال سرشناس جنبش کارگری در خطر است
و رژیم سرکوبگر جمهور اسلامی مسئول مستقیم وضع وخیم جسمانی اوست!
صبح روز سه شنبه 11 دسامبر (20 آذر) محمود صالحی برای بار دوم و اینبار در حالت بیهوشی مطلق به بیمارستان توحید سنندج منتقل شده و ساعت 3 عصر همین روز در بخش مغز و اعصاب بیمارستان مزبور بستری شده است. پزشکان بیمارستان تاکید کرده اند که نباید وی را به مدت 6 تا 7 ساعت از جایش تکان داد و لازم است که به پزشک متخصص مراجعه نماید. طبق آزمایشات انجام شده، در اثر تغییرات فشار خون، رگهای مغز وی آسیب دیده و این آسیب دیدگی از رسیدن خون کافی به مغز او جلوگیری می کند و همین باعث بیهوش شدن مکرر او شده است.
رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی برخلاف همه موازین بین المللی رفتار با زندانیان، محمود صالحی را از حق مداوای پزشکی محروم کرده و حتی در حال بستری شدن دست و پای وی را به تخت می بندد. عدم رسیدگی پزشکی وضعیت جسمانی او را رو به وخامت شدید برده و در معرض خطر مرگ تدریجی قرار داده است. از این گذشته محمود صالحی از جانب یکی از مزدوران رژیم به نام " قاسم رحمانی" مستقیما تهدید به مرگ شده است.
حمید کوثر نیا" از زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج در اعتراض به برخورد غیرانسانی یکی از ماموران زندان به محمود صالحی و سایر زندانیان 9 روز است که در اعتصاب غذا به سر می برد و روز پنجشنبه 13 دسامبر تعداد 22 نفر دیگر از زندانیان زندان مرکزی شهر سنندج در حمایت از خواستههای "حمید کوثر نیا" دست به اعتصاب غذا زدهاند.
زندانی کردن، ترور و از بین بردن فیزیکی رهبران و فعالین کارگری و مخالفین سیاسی و حاکم کردن دیکتاتوری و اختناق سیاسی از همان روز اول سیاست مداوم این رژیم ضد آزادی انسان بوده است. حکومت اسلامی ایران نه تنها کارگران، زنان، دانشجویان و همه مردم ازادیخواه را از حق تشکل مستقل، آزادی بیان و همه آزادیهای سیاسی و اجتماعی محروم کرده است بلکه هرگونه ندای اعتراضی آنها را با خشونت پلیسی، زندان، ترور و شکنجه پاسخ داده است.
اما مبارزات گسترده طبقه کارگر، حرکت شکوهمند دانشجویان چپ و آزادیخواه به حکومت ضد کارگری جمهوری اسلامی نشان داده است که روند رو به رشد اعتراضات وسیع توده ای در ایران قابل برگشت نیست و موج سرکوب و زندانی کردن فعالین کارگری و دانشجویان چپ و آزادیخواه طبقه کارگر و چنبشهای اجتماعی را مرعوب نخواهد ساخت.
مردم آزادیخواه، سازمانها و نهادهای بین المللی کارگری و انساندوست!
جان محمود صالحی فعال سرشناس جنبش کارگری در خطر است و رژیم جمهوری اسلامی مستقیما در مقابل تندرستی و مرگ تدریجی ایشان مسئول است. برای آزادی محمود صالحی و معالجه وی نزد پزشکان متخصص ضروری است که در سطح گسترده رژیم جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهیم. ما همه شـما طرفداران جنبش کارگری و سازمانها و مجامع بین المللی کارگری و انساندوست را فرا می خوانیم که برای نجات جان محمود صالحی، که همه زندگی خود را وقف دفاع از حقوق عادلانه و پایمال شده کارگران کرده است، به هر طریقی که ممکن است برای معالجه فوری و آزادی بی قید و شرط این فعال کارگری رژیم جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارید. جان محمود صالحی در خطر است در در راه نجات او از این مرگ تدریجی تلاش و اقدام عاجل و فوری همه ما یک مسئولیت انسانی و یک همبستگی مبارزاتی بسیار ضروری است.
محمود صالحی کارگر زندانی آزاد باید گردد!
کمیته خارج کشور حزب کمونیست ایران
15 دسامبر 2007
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------Abroad
Committee Of Communist party of Iran
Box 2018, 127 02 Stockholm-Sweden
www.cpiran.org E-mail: kkh@cpiran.org
بیست و یکم آذر ماه 1325
نسل کشی ارتش شاهنشاهی در آذربایجان!

بهرام رحمانی
ماه آذر در تقویم ایران، یادآور بسیاری از وقایع مهم و خاطرات تلخ و شیرین و درد و رنج و سرکوب اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در ماه آذر وقایع مهمی هم چون 16 اذر، روز دانشجو، 21 آذر 1324، روزی که مردم آذربایجان به حق سرنوشت نسبی خود رسیدند و روز 21 آذر 1325، این مردم آزادی خواه با خشونت و کشتار و انتقام جویی ارتش شاهنشاهی روبرو شدند؛ در ماه آذر، حکومت خودمختار کردستان و مردم تحت ستم این منطقه توسط ارتش شاهنشاهی به خاک و خون کشیده شدند؛ در ماه آذر 1378، ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی، فعالین فرهنگی و سیاسی هم چون پروانه فروهر و داریوش فروهر را با ضربات چاقو به قتل رساندند، نویسندگان معروفی هم چون مختاری و پوینده را ربودند و سپس به قتل رساندند، از جمله وقایع مهم ماه آذر هستند. بدین ترتیب، ماه آذر ماه به محاکمه کشیدن حکومت های مرکزی ایران در صد سال گذشته و روز تاکید بر همبستگی و اتحاد طبقاتی نیروهای کارگری سوسیالیستی و آزادی خواه و برابری طلب سراسر ایران در جهت سرنگونی حکومت اسلامی و برپایی یک جامعه آزاد و برابر و انسانی برای همه شهروندان ایران فارغ از ملیت، جنسیت و باورهای آنان است
کمپین آزادی دانشجویان دربند را گسترش دهیم!
بهرام رحمانی
حکومت اسلامی ایران، در طول دو هفته اخیر یورش گسترده ای را بر علیه فعالین دانشجویی آزادی خواه و چپ دانشگاه های سراسر ایران آغاز کرده است. تاکنون اسامی 28 تن از دانشجویان دربند دانشگاه های مختلف کشور به شرح زیر در سایت ها و وبلاگ های دانشجویی و ... منتشر شده است:
۱- میلاد معینی ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی ۸- مهدی گرایلو ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲- هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی ۲۷- سروش هاشم پور ۲۸- سارا خادمی ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده ...
ليست شماره 3 كارزار پشتيباني از دانشجويان چپ و آزادي خواه

شماره۳: با لیست جدی
اقدام متحد
کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران
(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)
جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»،رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است. وحشت از پیوند و رشد جنبش های پیشرو و آزادی خواهانه سراپای حکومت اسلامی را در نوردیده و اکنون چکمه پوشان نیروی انتظامی، امنیتی، بسیجی، سپاهی و لباس شخصی را به دانشگاه ها و خیابان ها فرستاده است تا هرگونه ندای آزادی خواهی را در نطفه خفه کنند و پیشروان سوسیالیست و برابری طلب جنبش دانشجویی را به درون زندان ها بکشانند.
طی چند روز اخیر و در آستانه ۱۶ آذر (روز دانشجو)، مامورین سرکوبگرنظام با یورش گسترده بردانشگاه ها و منازل دانشجویان، ده ها تن از فعالین چپ و آزادی خواه جنبش دانشجویی را دستگیر کرده اند.
فعالانی هم چون: مهدی گرایلو، نادر احسنی، انوشه آزادبر، کیوان امیری الیاسی، بهروز کریمی زاده، ایلناز جمشیدی، عابد توانچه، فرشید فرهادی آهنگران، نسیم سلطان بیگی، اوختای حسینی، مهسا محبی، بهرنگ زندی و… چندین چهره دیگر از فعالین چپ دانشجویی توسط نیروی انتظامی و امنیتی حکومت دستگیر، و در زندان زیر شکنجه قرار گرفته اند. حکومت اسلامی ایران، برای سرکوب اعتراضات دانشجویان مبارز و عدالت خواه، حکومت نظامی اعلام نشده ای را در دانشگاه ها و اطراف این مراکز علمی برقرار کرده است.
اما جنبش دانشجویی، یورش وحشیانه و موج سرکوب گسترده حکومت را بدون پاسخ نگذاشته است. در درون تعدادی از دانشگاه های سراسر ایران، علیه این یورش سرکوبگرانه حکومت، تجمع اعتراضی برپا شده است. سخنرانان این تجمعات در گرامی داشت ۱۶ آذر، با طرح مطالبات و خواست های خویش، به ویژه بر آزادی همه فعالین دستگیر شدگان حوادث اخیر، همچنین بر آزادی دستگیرشدگان فعالان زنان و جنبش کارگری، بار دیگر بر اتحاد و همبستگی و پیوند خود با جنبش کارگران و زنان و مردم مبارز تاکید کردند.
حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در ایران، کشكمش اتمی و تهدیدات آمریکا را مستمسکی برای تعرض سبعانه و سرکوب کارگران، دانشجویان، زنان و فعالان ملل تحت ستم و حرکت های اعتراضی قرار داده و جامعه ایران را برای مردم آزادی خواه به یک جهنم سوزانی تبدیل کرده است. ندای آزادی خواهانه دانشجویان مبارز با سرکوب وحشیانه پلیس مواجه شده و فعالین آن به زندان کشیده اند. کارگران ایران نه تنها از حق تشکل مستقل و اعتصابات و اجتماعات اعتراضی محروم هستند، بلکه حتی دستمزد ناچیز آن ها با تاخیر چند ماهه نیز پرداخت نمی شود. ده ها تن از فعالین کارگری، پشت میله های زندان قرار دارند. آپارتاید جنسی، جمعیت میلیونی زنان ایران را از هر گونه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محروم کرده است. هزاران کودک در ایران، بدون سرپرست در خیابان ها سرکردانند و در سنین ابتدائی زندگی شان دچار آسیب ها و بیماری های سخت روحی و جسمی می شوند. صدها هزار کودک کار به دلیل فقر و نداری والدین شان از تحصیل محروم مانده و اجبارا به کارهای سخت و مضر روی آورده اند. کارگران و مهاجرین افغانی، علیرغم میل خود به میان جنگ و ویرانی افغانستان کوچ داده می شوند و…
در چنین شرایطی، جنبش دانشجویی، نسبت به این همه مسایل و مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بی تفاوت نبوده و عکس العمل شایسته سیاسی و اجتماعی خود را در مقابل این همه وحشی گری های حکومت اسلامی نشان داده است.
مردم آزادی خواه، سازمان ها وتشکل های چپ و دمکراتیک و کارگری!
ما سازمان ها و احزاب آزادی خواه، چپ، انسان دوست و کمونیست، نهادها و کانون های دمکراتیک و همچنین فعالین منفرد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی در خارج از کشور، بر این باوریم که نظام فاشیستی حاکم در ایران نمی تواند، خواسته های آزادی خواهانه نیروهای درگیر در مبارزه طبقاتی را به اجراء در آورد. ما بر این باوریم که تنها با سرنگونی آگاهانه این نظم توسط جنبش های اجتماعی و مردم محروم و آزادی خواه ایران است که این خواسته ها جامعه عمل خواهد پوشید.
زندانی کردن فعالین برابری طلب، آزادی خواه و سوسیالیست جنبش دانشجویی، تنها بخشی از یورش افسارگسیخته حکومت اسلامی در به اسارت کشیدن و زیرپا گذاشتن حقوق اولیه کارگران، زنان و مردم آزادی خواه و تحت ستم ایران است. بگذارید در یک اقدام گسترده و مشترک همه نیروهای آزادی خواه ایران در خارج کشور با هدف افشای جنایات حکومت اسلامی و با هدف جلب و حمایت پشتیبانی بین المللی، بانگ رسای مبارزه بر حق دانشجویان، مطالبات کارگران، زنان و مردم آزادی خواه ایران را بار دیگر به گوش جهانیان برسانیم؛ و نهادهای بین المللی مدافع حقوق کارگری، سازمان های مترقی و انسان دوست، سازمان ها و احزاب چپ، کانون های نویسندگان و روزنامه نگاران، تشکل های دانشجویی، اساتید آزادی خواه دانشگاه ها و… را فرا بخوانیم که سیاست غیرانسانی حکومت اسلامی را محکوم کنند و هم صدا با ما، خواست های زیر را بر این حکومت تحمیل نماییم:
۱- سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در قبال جنبش دانشجویی را قاطعانه محکوم می کنیم؛
۲- آزادی بدون قید و شرط همه فعالین جنبش دانشجویی دستگیر شده در روزهای اخیر؛
۳- ممنوعیت ورود نیروهای امنیتی به دانشگاه ها و پایان دادن به تعقیب و آزار و اذیت فعالین و رهبران دانشجویی؛
۴- بر چیدن کمیته های انضباطی و پایان دادن به احضار دانشجویان به این کمیته ها، بازگشت به تحصیل کلیه دانشجویانی که تاکنون اخراج و محروم از تحصیل شده اند؛
۵- برسمیت شناختن آزادی بیان و تشکل مستقل برای کارگران، دانشجویان، زنان، نویسندگان و…؛
۶- آزادی بدون قید و شرط محمود صالحی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی و … و فعالین جنبش رهایی زن و همه زندانیان سیاسی.
**
لیست امضای سازمان ها و احزاب، کانون ها و نهادها، رسانه ها و افراد
شکنجه دانشجویان در بند 325 سپاه
بنابر گزارشهای رسیده از زندان اوین، دانشجویان چپ بازداشت شده که هم اکنون دومین هفته بازداشت خود را پشت سر می گذارند، تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند.
به گفته منابع خبری با وجود انتشار گزارشهایی مبنی بر انتقال دانشجویان به بند 209، تعدادی از آنها در اختیار اطلاعات سپاه قرار داشته و در بند 2-الف (325) زندان اوین نگهداری می شوند.
گفته می شود سعید حبیبی،از فعالان دانشجویی که در خیابان از سوی مأموران اطلاعات ربوده شد، بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو در اختیار اطلاعات سپاه قرار دارند و طی چند روز گذشته بارها به سبب شدت شکنجه های وارده به بهداری زندان منتقل شده اند. برخی منابع همچنین از بازداشت پیمان پیران و انتقال وی به بند 325 خبر داده اند.
گفتنی است از چند جمله شکنجه های جسمی اعمال شده بر تعدادی از دانشجویان، بی خوابی های طولانی( گاه تا 72 ساعت) و ضرب و شتم شدید از سوی تیم بازجویی است، به طوریکه این افراد به دلیل خونریزی بارها به بهداری بند انتقال یافته اند.
همچنین با وجود تماس اغلب دانشجویان بازداشت شده با خانواده های خود و یا تماس مسئولان بند 209 با خانواده های دانشجویان و تأیید نگهداری آنان در بند وزارت اطلاعات، بهروز کریمی زاده، سعید حبیبی و مهدی گرایلو تاکنون هیچ گونه تماسی را با منزل برقرار نکرده اند.
سایر دانشجویان بازداشت شده نیز کماکان در سلول های انفرادی بند 209 به سر برده و تحت بازجویی هستند.
لازم به یادآوری است، دو روز پیش از برگزاری تجمع دانشجویان چپ دانشگاه های تهران به مناسبت 16 آذرماه، مأموران امنیتی اقدام به بازداشت گسترده حدود 25 فعال دانشجویی در تهران کردند.
این بازداشت ها که از روز 11 آذرماه با بازداشت مهدی گرایلو، دانشجوی دانشگاه تهران آغاز شد، طی روزهای بعد ادامه یافت و کلیه دانشجویان بازداشت شده به زندان اوین انتقال یافتند.
اسامی دانشجویان بازداشت شده در تهران:
انوشه آزادفر(دانشگاه تهران)
ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)
مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)
سعید حبیبی(عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)
بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)
کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع٬ دانشگاه صنعتی شریف)
نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه)
علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)
محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)
روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)
روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)
یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)
علی کلائی (دانشگاه آزاد)
امیر مهرزاد (دانش آموز پیش دانشگاهی)
هادی سالاری (دانشگاه رجایی)
فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)
امیر آقایی (دانشگاه رجایی)
میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)
فرشاد دوستی پور
سهراب کریمی
جواد علی زاده
محمدصالح ایومن
پیمان پیران( به نقل از وبلاگ آزادی-برابری)
پریسا نصرآبادی
درست در شرایطی که دول منحط بورژوایی از سه قاره، در سهم خواهی بر سر خوان گسترده منافع متقابل با چاشنی مسئله هسته ای ایران، به توافقات جدی دست می یافتند و نیش بورژوازی تا مغز استخوان فاسد ایران(اعم از پوزسیونی و اپوزسیونی )به لبخندی چندش آور مزین گشته بود و کماکان در فضایی سرشار از شارلاتانیزم سیاسی در گستره بین المللی، بر طبل دروغ های آوریل و ژوئن و دسامبر امریکا و همزمان جدی بودن خطردستیابی به تسلیحات اتمی رژیم اسلامی ایران کوبیده می شد، ده ها تن از برجسته ترین فعالان دانشجویی کمونیست دانشگاه های تهران،مازندران،شیراز، اهواز و...که بر طبق سنت چندسال گذشته دانشگاه ها، در تدارک آکسیون سرخ 16 آذر بودند، به طور غیرمترقبه و به نفرت انگیز ترین شیوه ممکن،تهدید،تعقیب و دستگیر شدند ،منازل و لوازم شخصی شان مورد تفتیش قرار گرفت و روانه دانشگاه اوین گردیدند تا گوش های پُرشان از اندرزهای تکراری تمام این سالها پُر تر شود.
پس از این رخداد، نولیبرال های اپوزسیونی خوش خدمت که در انتظار «رقم خوردن سرنوشتشان از آن سوی مرزها» در خفقانی معنادار فرو رفته بودند، پس از «معامله بزرگ » در حقارت فقدان موضوعیت به گل نشستند و از قرقره کردن دموکراسی خواهی تمام عیارشان (تحت لیسانس یو اس آ ) به کلی باز ماندند.
گواهی میشود آقای محمود صالحی، مبتلا به ADPKD (کلیه پلی کیتیک اتوزمال غالب) بوده و سابقه جراحی کلیه را در سال ٦٠ دارند. در حال حاضر، بیمار مبتلا به افزایش فشار خون میباشند.در ضمن کارکرد مجموع کلیهها، کمتر از نرمال بوده و افزایش کراتینین در آزمایشات ایشان مشهود است که نهایتا منجر به دیالیز و احتمالا پیوند کلیه خواهد شد.بیماری ایشان، بیمار را مستعد عفونت کلیه مینماید که لازم است از این جهت، مرتبا زیر نظر باشند و درمان مناسب داروئی دریافت نمایند (بخاطر نفود کم آنتیبیوتیک به داخل کیت، عفونت کلیه در ایشان ... به درمان میباشد.به نظر میرسد، بهتر است ایشان مرتبا توسط متخصص ارولوژی و داخلی، تحت نظر بوده و ویزیت شوند.
دکتر شهرام موسوی
جراح و متخصص کلیه و مجاری ادراری
٨/٣/٨٦

بیانیه جبهه متحد دانشجویان چپ درمورد بازداشت های اخیر


نخست براي گرفتن كمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم.
زيرا من كمونيست نبودم.
بعد براي گرفتن كارگرها و اعضاي سنديكاها آمدند.
من هيچ نگفتم.
سپس براي گرفتن كاتوليكها آمدند
من باز هيچ نگفنم.
زيرا من پروتستان بودم.
سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر كسي براي حرف زدن باقي نمانده بود.
برتولت برشت
رفقا و دوستان!
رژيم سرمايه داري اسلاميِ ايران در آستانه ي روز دانشجو اقدام به ربودن و بازداشت ده ها تن از دانشجويان سوسياليست نموده است. چه عجب، كه، تاريخ سي ساله ی حاكميتش سرشار از اينگونه اقدامات سركوبگرانه بوده است. انتظار پايبندي به كمترين اصول انساني از جانب چنين حكومتي كه با افتخار بر طبل ارتجاع كوفته و مي كوبد كاملاٌ بي جاست. بنگريد! هر روز كه مي گذرد تئوري هاي اصلاح طلبانه و مماشات گر در برابر آفتاب حقيقت عيني جامعه بيشتر رنگ مي بازند. كه، اگر تئوري ها نخواهند يا نتوانند جهان را تغيير دهند، واقعيت پوياي جهان آنها را در هم شكسته و به تغيير و تحقير وا خواهد داشت!
رفقا و دوستان!
روزهاي سياهي در پيش است. در آستانه ي تكرار چند باره ي آسيبي اساسي بر جبهه ي نيروهاي چپ در ايران قرار گرفتيم! تراژدي و كمدي! در اين سوي ميدان جدال، ارتجاع و قدرت امپرياليستي و در ديگر سو، گروه هاي پراكنده ي جبهه خلق، گرفتار تفسير و تكفير يكديگر. تروتسكي مي گويد براي شكست فاشيسم با شيطان هم بايد متحد شد. ما نيز در اين زمان حساس تمامي رزمندگان جبهه ي خلق را به اتحاد يكپارچه بر عليه دشمنانِ خود فرا مي خوانيم. فارغ از تمامي اختلافات انكار نشده ي تاكتيكي و فارغ از تمامِ كدورت هاي شخصي. كه، اگر نه ديري نخواهد پاييد تا تصوير باژگونه ي سرهاي بريده ي خود را ، يكي يكي، بر صيقل گيوتينِ دشمنان خلق خواهيم ديد.
ياد آوري مي كنيم تحليل نادرست كمينترن از شرايط دهه 1920 كه سوسيال دموكراسي و فاشيسم را دو روي يك سكه مي دانست و بازخواني مي نماييم عملكرد سوسيال دموكرات ها را كه از ترس بلشويسم، چرخ ماشين ويرانگر فاشيسم را به حركت در آورده و همه ي گروه هاي جبهه ي خلق و خودشان را نيز قرباني ساختند.
رفقا!
اكنون زمان اتحاد و عمل مشترك عليه ارتجاع و امپرياليسم است.
ما خواستار آزادي فوري رفقاي محبوسمان و تمامي زندانيان سياسي هستيم.
ما خواستار تشكل هاي آزاد دانشجويي، كارگري و ... مي باشيم.
ما خواستار رفع هرگونه ستم و تبعيض برعليه تمامي ملت ها، اقوام، زنان، اقليت هاي جنسي و مذهبي هستيم.
دست هاي آلوده ي ارتجاع و امپرياليسم كوتاه!
برقرار باد سوسياليسم
جبهه متحد دانشجويان چپ
اقدام متحد
کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران
(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)
جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»،رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است. وحشت از پیوند و رشد جنبش های پیشرو و آزادی خواهانه سراپای حکومت اسلامی را در نوردیده و اکنون چکمه پوشان نیروی انتظامی، امنیتی، بسیجی، سپاهی و لباس شخصی را به دانشگاه ها و خیابان ها فرستاده است تا هرگونه ندای آزادی خواهی را در نطفه خفه کنند و پیشروان سوسیالیست و برابری طلب جنبش دانشجویی را به درون زندان ها بکشانند.
دانشجویان، کارگران و مردم ستمدیدهی ایران!
بیانیه شماره 7 کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند، تجمع خانواده ها در مقابل اوین
یاد بود 16 اذر را به جنبش دانجشویی تبریک میگوییم!

امسال نیز از همان اوایل نزدیک شدن به روز 16 اذر دیدییم که چگونه جنبش دانشجویی در سراسر محیطهای دانشگاهی ایران با تب و تابی افزونتر در متن تحولات سیاسی ایران خود را برای بر پایی هرچه رادیکالتر و باشکوه و پرتوانتر مراسمی اماده میکرد تا که مهری از به پس راندن تاریخی خود را بر پیشانی حکومت خود کامه و ضد انسانی قرون وسطایی رژیم جمهوری اسلامی در اذر سال 1386بکوبد، که هر ساله با ابعاد و اشکال وسیعتری از حدادی ابزارهای سرکوب خواسته سد راه ازادیخواهی و برابری طلبی نسلی از جوانان ترقیخواه و تشنه ازادی باشد.
فعالین و پیشروان چپ جنبش دانشجوی ایران با اگاهی و تجاربی که بخصوص در این سالهای اخیر از مبارزات خود و دیگر جنبشهای اجتماعی و در راس همه جنبش طبقه کارگر جهت تحقق خواستها و مطالبات خود در برابر رژیم کسب نموده، توانست در بخشی عمده از دانشگاههای ایران رسالت جنبش دانشجویی را بیشتر در جهت ارتقای کیفی طرح خواستها و جایگاهی که دانشگاه میرود تا نقش برجسته تر خود را در مبارزه بر ضد رژیم سرمایه داری و سرنگونی ان سازمان بخشد به نمایش دراورد.
اگر چه از همان روزهای نخست در 10 اذر تا 13 اذر رژیم در سازماندهی نیروهای امنیتی وابسته به اطلاعات بگونه ای سراسیمه در خیابانها و میادین شهرها و محاصره محوطه های دانشگاهها و با هراس و نگرانی پرسه زدند و تحرکات دانشجویان و مردم را پایدند، اما این فضای رعب و وحشتها بر پیشبرد برنامه ای که دانشجویان جهت برگزاری مراسم تدارک دیده بودند سایه انداز نشد. و باوجود انکه مراسم یاد بود 16 اذر در دانشگاه تهران در روز 11 اذر به دستگیری مهدی گرایلو، بهروز کریمی زاده، انوشه آزادفر، الناز جمشیدی و احسان آزادفر از فعالین جنبش دانشجویی منجر شد و رژیم به بنحوی میخواست از حرکات دیگر فعالین و پیشروان این عرصه در دیگر نقاط ایران زهر چشمی گرفته باشد.اما برپایی مراسمهای باشکوه و بزرگتر بمناسبت روز 16 اذر دانشگاهها از جمله دانشگاه شیراز و اصفهان و سنندج و بابلسر و تبریز و همدان و کرمانشاه با گامهای هر چه استوارتر طرحهای رژیم را نقش براب کرد. صدور اطلاعیه ها و بیانیه های دانشجویی بیشتر خواستها و مطالبات با خصلت چپ و رادیکال را در بر گرفته بود. دگر باره این جنبش شعارهای پیروزی خود را در وحدت هر چه بیشتر و یکپارچه تر با جنبش کارگری ایران با شعار و پلاکاردهای " جنش دانشجویی و جنبش زنان متحد جنبش کارگری " و " سوسیالیسم یا بربریت " به گوش جهانیان رساند. و با دادن شعارهای: "ازادی ، برابری" ،" نه به حجاب " ، " لغو اپارتاید جنسی"،" دانشگاه پادگان نیست" ، "مرده باد اصلاحات زنده باد انقلاب" ، " زندانی کارگری ازاد باید گردد"، "بازداشت، شکنجه و ترور فعالین اجتماعی محکوم است" ، "طرح امنیت اجتماعی یا تشدید سرکوب مردم"، تشکل مستقل حق انکار ناپذیر دانشجو " و " زندانی سیاسی ازاد باید گردد" اتحاد و همبستگی هر چه گسترده تر خود را در" نه به رژیم جمهوری اسلامی" اعلام نمود.
زنده و پیروز باد روز 16 اذر
زنده باد جنبشهای ازادیخواه دانشجویی و زنان متحد جنبش طبقه کارگر
1-وبلاگ افق کارگری
2-وبلاگ پیام
بازداشت دانشجويان برگزار كننده مراسم 16 آذر را محكوم مي كنيم
پنجاه و چهار سال از سركوب و كشتار دانشجويان در 16 آذر 1332 مي گذرد. در طول همه اين سالها با وجود همه سركوبها ،اين جنبش به مبارزات خود ادامه داده است. امسال نيز مدافعان نظام سرمايه داري كه مي بينند جنبش دانشجويي بر آمد نموده ،قبل از برگزاري مراسم اقدام به بازداشت تعدادي از آنها نموده اند. ما فعالين متشكل در اتحاد كميته هاي كارگري ، كه جنبش دانشجويي را متحد با جنبش كارگري مي دانيم ،خواستار ازادي بدون قيد وشرط دانشجويان بازداشت شده هستيم و دستگيري و پيگرد آنها را شديدا محكوم مي نماييم.
اتحاد كميته هاي كارگري
14
\ آذر 1386
پیام دانشجویان کمونیست بریتانیا
خواهران و برادران در ايران
گرمترين درودهای ما را برای تظاهرات سه شنبه ۴ دسامبر خود بپذيريد. مبارزات قهرمانانه شما و اعتراضات شما به رغم تهديدها و دستگيريها برای همه ما الهام بخش است و اثبات اينکه شما رفقا متحدان واقعی ما در مبارزه با امپرياليسم ، تحريم و خطر جنگ هستيد نه جمهوری اسلامی.
برخلاف برخی جريانهای سياسی چپ بريتانيا که منکر جنبشهايی مانند جنبش دانشجويی در ايران هستند که توامان بر عليه جنگ امپرياليستی و حکومت مذهبی مبارزه ميکنند ما پيوسته از مدافعان حرکات اعتراضی شما بوديم و همچنان از مبارزاتتان حمايت ميکنيم و خواهان آزادی فوری دانشجويان دستگير شده و ديگر فعالين سياسی زندانی هستيم . ما مصر هستيم همبستگی و ايجاد روابط متقابل با جنبش شما را در دستور کار خود قرار دهيم و اميداوريم در آينده بتوانيم فعاليتهای
بين الملی مشترک و هماهنگی را با شما سازماندهی کنيم .
اميدواريم روز دانشجو برای شما روز موفقی باشد و بتوانيد پيام خود را در اين دنيای پر تلاطم به گوش جهانيان برسانيد. مطمئن باشيد ما تمام توان خود را در مبارزه با امپرياليسم به کار خواهيم برد و از تظاهرات شما حمايت ميکنيم .
در همبستگی با شما عليه جنگ و اختناق در ايران و درمبارزه برای سوسياليسم
کميته اجرايی دانشجويان کمونيست بريتانيا
(يکی ازگروههايی کارزار «دستها از مردم ايران کوتاه»)
۳ دسامبر ۲۰۰۷
www.communiststudents.org.uk
بیانیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
بمناسبت برگزاری مراسم 16 آذر