تبليغاتX

کارگران جهان متحد شوید!

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

لیست جدید شماره 6

 

 

اقدام متحد

 

کارزار پشتیبانی از دانشجویان چپ و آزادی خواه سراسر ایران

 

(به دفاع از دانشجویان چپ و آزادی خواه برخیزیم!)

 

جنبش دانشجویی ایران رسالت تاریخی خود را در پیشتازی مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق باز می یابد. تاکید جریان چپ جنبش دانشجویی، در پیوند با مبارزه طبقه کارگر و جنبش رهایی زن و سایر جنبش های پیشرو در جامعه، با برافراشتن پرچم مطالبات رادیکال، ندای آزادی و برابری و فریاد «نه به جنگ، دانشگاه پادگان نیست»، رادیکالیزه شدن این جنبش، بشارت رسالتی است که نظام سرمایه داری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است. وحشت از پیوند و رشد جنبش های پیشرو و آزادی خواهانه سراپای حکومت اسلامی را در نوردیده  و اکنون چکمه پوشان نیروی انتظامی، امنیتی، بسیجی، سپاهی و لباس شخصی را به دانشگاه ها و خیابان ها فرستاده است تا هرگونه ندای آزادی خواهی را در نطفه خفه کنند و پیشروان سوسیالیست و برابری طلب جنبش دانشجویی را به درون زندان ها بکشانند.

 

طی چند روز اخیر و در آستانه ۱۶ آذر (روز دانشجو)، مامورین سرکوبگر نظام با یورش گسترده بردانشگاه ها و منازل دانشجویان، ده ها تن از فعالین چپ و آزادی خواه جنبش دانشجویی  را دستگیر کرده اند.

 

فعالانی هم چون: ۱- میلاد معینی (آزاد شده است) ۲- بهرنگ زندی ۳- حامد محمدی ۴- آرش پاکزاد  ۵- حسن معارفی ۶- انوشه آزادفر ۷- ایلناز جمشیدی  ۸- مهدی گرایلو  ۹- نادراحسنی ۱۰- سعید حبیبی۱۱- بهروز کریمی زاده ۱۲- کیوان امیری الیاسی ۱۳- نسیم سلطان بیگی ۱۴- علی سالم ۱۵- محسن غمین ۱۶- روزبه صف شکن ۱۷- روزبهان امیری ۱۸- یاسر(صدرا) پیر حیاتی ۱۹- سعید آقام علی ۲۰- علی کلائی ۲۱- امیر مهرزاد ۲۲- هادی سالاری ۲۳- فرشید فرهادی آهنگران ۲۴- امیر آقایی ۲۵- میلاد عمرانی ۲۶- یونس میرحسینی (آزاد شده است) ۲۷- سروش هاشم پور ۲۸- سارا خادمی (آزاد شده است) ۲۹- شوان مریخی ۳۰- رضا عرب ۳۱- پارسا کرمانجیان ۳۲- عابد توانچه (آزاد شده است) ۳۳- سعید آقاخانی ۳۴- مجید اشرف نژاد ۳۵- پیمان پیران ۳۶- فرشاد دوستی پور ۳۷- سهراب کریمی ۳۸- جواد علی زاده، 39- مهدی الهیاری 40- نیما نحوی ... توسط نیروی انتظامی و امنیتی حکومت دستگیر، و در زندان زیر شکنجه قرار گرفته اند. حکومت اسلامی ایران، برای سرکوب اعتراضات دانشجویان مبارز و عدالت خواه، حکومت نظامی اعلام نشده ای را در دانشگاه ها و اطراف این مراکز علمی برقرار کرده است.

 

اما جنبش دانشجویی، یورش وحشیانه و موج سرکوب گسترده حکومت را بدون پاسخ نگذاشته است. در درون تعدادی از دانشگاه های سراسر ایران، علیه این یورش سرکوبگرانه حکومت، تجمع اعتراضی برپا شده است. سخنرانان این تجمعات در گرامی داشت ۱۶ آذر، با طرح مطالبات و خواست های خویش، به ویژه بر آزادی همه فعالین دستگیر شدگان حوادث اخیر، همچنین بر آزادی دستگیرشدگان فعالان زنان و جنبش کارگری، بار دیگر بر اتحاد و همبستگی و پیوند خود با جنبش کارگران و زنان و مردم مبارز تاکید کردند.

 

حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در ایران، کشكمش اتمی و تهدیدات آمریکا را مستمسکی برای تعرض سبعانه و سرکوب کارگران، دانشجویان، زنان و فعالان ملل تحت ستم و حرکت های اعتراضی قرار داده و جامعه ایران را برای مردم آزادی خواه به یک جهنم سوزانی تبدیل کرده است. ندای آزادی خواهانه دانشجویان مبارز با سرکوب وحشیانه پلیس مواجه شده و فعالین آن به زندان کشیده اند. کارگران ایران نه تنها از حق تشکل مستقل و اعتصابات  و اجتماعات اعتراضی محروم هستند، بلکه حتی دستمزد ناچیز آن ها با تاخیر چند ماهه نیز پرداخت نمی شود. ده ها تن از فعالین کارگری، پشت میله های زندان قرار دارند. آپارتاید جنسی، جمعیت میلیونی زنان ایران را از هر گونه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی محروم کرده است. هزاران کودک در ایران، بدون سرپرست در خیابان ها سرکردانند و در سنین ابتدائی زندگی شان دچار آسیب ها و بیماری های سخت روحی و جسمی می شوند. صدها هزار کودک کار به دلیل فقر و نداری والدین شان از تحصیل محروم مانده و اجبارا به کارهای سخت و مضر روی آورده اند. کارگران و مهاجرین افغانی، علیرغم میل خود به میان جنگ و ویرانی افغانستان کوچ داده می شوند و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:23  توسط کارگر  | 

اطلاعیه خبری شماره ٢

 

 تا آزادی تمامی دانشجویان دربند از «اقدام متحد» دست نخواهیم کشید!

 

 

 

هنوز وضعیت دانشجویان دستگیر شده ۱۳ آذر به این سو روشن نشده، ما با موج جدید دستگیری دانشجویان و خبر مرگ غیرمنتظره ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی سال چهارم رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج در بازداشتگاه این شهر روبرو می شویم. مسئولان اطلاعاتی سنندج، علت مرگ او را خودکشی اعلام کرده اند. بی گمان مسئوليت مرگ اين دانشجو مستقيما برعهده‌ سران رژیم جمهوری اسلامی و نيروهای امنيتی آن است. رژیم و نيروهای امنيتی هم تاکنون به شکل رسمی واکنش نشان نداده‌اند و تنها جسد نام برده را دزدانه و شبانه در قبرستان به خاک سپرده و طبق روایت برادرش سیمان کرده اند!

در رابطه با موج دوم دستگیری ها، آنچه در خبرها آمده حاکی از این است: طی روزهای دوشنبه ٢٤ و سه شنبه ٢٥ دی ماه 1386، تعداد دیگری از فعالان دانشجوئی چپ سوسیالیست و آزادی خواه را دستگیر که اسامی برخی از آنان به شرح زیر اعلام شده است:

۱- سروش دشتستانی ۲- امین قضائی ۳- بیژن صباغ ۴- آناهیتا حسینی ۵- مرتضی خدمایلو ۶-  محمد پور عبدالله ۷- بیتا صمیمی زاد ۸- بهزاد باقری۹- سروش ثابت ۱۰- مرتضی اصلاحچی  و همچنین خبر دستگیری ساناز اللهياری نیز داده شده است.

ادامه بازداشت های دانشجویی و فشار به خانواده ها و بی توجهی به دادخواست و مراجعات وکلای دانشجویان در شرایط امروزی، نشانه وحشت و هراسی ایست که جنبش دانشجویی با پیشروی خود و درهم سویی با دیگر جنبش های اجتماعی درون کشور یعنی (کارگران، زنان، جوانان، معلمان، روشنفکران ترقی خواه، فعالان اقلیت های ملی در میان بلوچ ها، حکومت نظامی ترکمن صحرا، اعدام های گسترده در اهواز، دستگیری فعلان دانشجویی، روزنامه نگاران و دشواری وضعیت محمود صالحی و بردن دیگر باره ایشان به بیمارستان در کردستان، دستگیری فعالان سیاسی آذربایجان، فعالان کارگری و زحمت کشان شهری و روستایی) در مقابل سرمای فزاینده، گرانی و کمبود مایحتاج محرمان سراسر ایران، به نام دانشجو حرکت می کنند و این بیش از هر چیز کلیت نظام را به وحشت انداخته است.

پیشروی مادران، پدران دانشجویان و اجتماعات اعتراضی هر روزه آنان در برابر مجلس، زندان اوین، دفتر قاضی مرتضوی جلاد اوین و عقب نشینی نکردن آنان در خواست ملاقات فرزندانشان سرانجام بعد از نزدیک به ۵۴ روز، دیدار با فرزندان شان را میسر نمود.

در چنین هنگامه ای در درون کشور، برای ما فعالان و امضاء کنندگان کمپین دفاع از دانشجویان با عنوان «اقدام متحد» که طی ۶ لیست، شما را از فعالیت های خود با خبر ساخته ایم، ضمن محکوم کردن موج جدید دستگیری ها و ابراز تاسف به خانواده رنج دیده و زحمت کش ابراهیم لطف الهی در سنندج، با تمام نیرو و به یاری شما فعالان احزاب و سازمان ها و نیروهای جنبش در خارج از کشور به افشاء این جنایات خواهیم پرداخت. ما به سهم خویش تلاش می ورزیم که تا لحظه آزادی تمامی این عزیزان در بند از پای ننشینیم و به پشتوانه همکاری و همراهی شمایان کمپین «اقدام متحد» و جلب حمایت و پشتیبانی بین المللی را ادامه دهیم!

 

٢٨ دی ۱۳۸۶برابر با ۱٨ ژانویه ٢٠٠٨

 

امیل تماس:  bamdadpress@ownit.nu و gbgandishe@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:11  توسط کارگر  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی کومله

 به مناسب جانباختن ابراهیم لطف الهی

  توسط شکنجه گران اداره اطلاعات شهر سنندج

 

 

روز 26 دیماه آدمکشان رژیم جمهوری اسلامی در زندان اداره اطلاعات شهر سنندج مرتکب جنایت هولناک دیگری شدند و یک جوان دانشجو را تنها به جرم عقاید و اهداف سیاسیش زیر شکنجه به قتل رساندند.

 

ابراهیم لطف الهی روز 16 م دیماه بعد از خروج از سالن امتحان دانشگاه پیام نور شهر سنندج توسط ماموران اداره اطلاعات ربوده و به شکنجه گاههای این اداره در این شهرمنتقل گردید. مدت ده روز ابراهیم لطف اللهی جوان 23 ساله تحت بیرحمانه ترین شکنجه ها قرارگرفت و آدمکشان تا آخرین دم دست از سر وی برنداشتند تا سرانجام تن رنجورش تاب مقاومت از دست داد و جان باخت. بدین ترتیب  برگ دیگری بر پرونده سرتا پا جنایت این رژیم افزوده شد.

 

کمیته مرکزی کومله این انسان کشی  را بشدت محکوم میکند و اطمینان دارد که سرانجام قاتلین ابراهیم لطف الهی در دادگاه  عدالت مردم بپا خاسته در کردستان و در سراسر ایران به سزای این جنایت و همه جنایات دیگری  که در دوران حاکمیت سیاه خود مرتکب شده اند خواهند رسید.

 ما بمناسبت این واقعه دلخراش از صمیم قلب به خانواده این عزیز جانباخته، دوستان او و  همه مردم مبارز شهر سنندج  تسلیت میگوئیم و خود را در غم و اندوه آنان سهیم میدانیم.

 

 

کمیته مرکزی کومله

27 دیماه 1386

17 ژانویه 2008

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 21:49  توسط کارگر  | 

حمله دولت را پس میزنیم

فراخوان به دانشجویان و دانش آموزان ایران

 


دانشجویان و دانش آموزان عزیز!


نیروهای سرکوب و اختناق، تحمل شنیدن صدای آزادی و برابری از دانشگاه ها را ندارند. آنها به خیال خود میخواهند با حمله به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صدای آزادیخواهی را خفه کنند و خواست برابری انسان ها را سرکوب کنند.

اما این خیالی باطل است. تا زمانیکه انسان ها آزاد نباشند، تا زمانیکه خواست برابری  با سرکوب، زندان و شکنجه پاسخ بگیرد. مبارزه برای آزادی و برابری ادامه خواهد داشت.

دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه!

امروز روزی است که هر دانشجو و هر دانش آموز آزاده  بیش از هر زمان باید خود را جزئی از دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کند و از خواست آنها حمایت کند. جای هر رفیقی که دستگیر میشود باید با هزار رفیق دیگر پر شود.

از شما میخواهیم که هر جا که هستید، در مدرسه و دانشگاه، واحد های محلی دانشجویان، و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب را تشکیل دهید و اعلام موجودیت کنید. اگر در اهداف ما شریک هستید، اگر خود را در جدال با به سیاهی و تباهی کشیدن محیط های آموزشی با ما در یک جبهه میدانید به این صف بپیوندید. با هر عقیده و مرامی که دارید خود را متعلق به دانشجویان و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کنید.این نام را بر خود بگذارید. همانطور که در مقابل تعرض برده داران همه بردگان شورشی اعلام کردند که ما اسپارتاکوس هستیم امروز در مقابل تعرض به آزادیخواهی همه آزادیخواهان باید اعلام کنیم که ما آزادیخواه و برابری طلب هستیم.

اهداف مشترک ما اینست:

۱ -  تلاش برای آزاد کردن رفقای دستگیر شده و تمام زندانیان سیاسی

۲ – تماس و هماهنگی با  واحدهای محلی دیگر

٣ - ایجاد یک شبکه و صف متحد و محکم در دفاع از آزادی و برابری و خنثی کردن فضای نظامی و پلیسی در مدارس و دانشگاه ها

۵ – ایجاد کانون ها و کلوب های فرهنگی، فکری، هنری، ورزشی مختلف برای دامن زدن به فضای آزادیخواهی، آزاد اندیشی و برابری طلبی.

هرچه سریعتر اعلام موجودیت کنید، موجودیت واحد تان و فعالیت های تان را بمنظور انتقال تجربه و هماهنگی با واحد های دیگر برای سایت آزادی و برابری (http://www.azady-barabary.net) و آدرس azadi.barabari@gmail.com This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it بفرستید. این سایت متعلق به همه شماست و نقطه تماس و تبادل نظر همگانی دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب است.

رفقا، دوستان، عزیزان

آزادی و برابری، امروز بیش از همیشه به شما نیاز دارد. تنها با گسترش صفوف خود، می توانیم دانشجویان دربند و تحت شکنجه را آزاد کنیم. نباید گذاشت که دانشگاه، این سنگر آزادی  به پادگان تبدیل شود.

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

زنده باد دانشجویان و دانش آموزان آزادی خواه و برابری طلب

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور

۲۶ دی ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:6  توسط کارگر  | 

بحران گاز و کمبود نان و خودسازمان دهی اجتماعی!

 

             بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

حکومت اسلامی ایران، فقر و فلاکت اقتصادی و سانسور و اختناق سیاسی فزاینده ای را بر جامعه ایران تحمیل کرده است. این حکومت، همچنین تاکنون اعتراضات بر حق کارگران، زنان، دانشجویان و مردم حق طلب را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب نموده است. اکنون نیز سرمای جانکاه و سوزناکی با آغاز زمستان و بحران گاز به ویژه در استان های شمال و شمال غربی و مرکزی به انواع دردها و رنج های مردم این کشور افزوده شده است. فراتر از آن، در اثر سرما عده ای جان خود را از دست داده اند و حتی بحران نان نیز در حال گسترش است. عامل اصلی همه این سیه روزهای مردم، حکومت اسلامی است. از این رو، باید به «چه باید کرد؟» و در پایه ای ترین سطح به خودسازمان دهی اجتماعی که در آن توده های مردم حضور فعالی داشته باشند و به سرنوشت خویش حاکم باشند، به ویژه در شرایط موجود مورد بحث و بررسی قرار داد و راه های عملی و موثری را نیز برای رهایی جامعه ایران از جهنم حکومت اسلامی، پیش پای جامعه گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 21:26  توسط کارگر  | 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب مازندران

دانشگاه خانه ماست

تا پاي جان آن را حفظ خواهيم كرد

۱ - جنبش دانشجويي در ايران هميشه به عنوان نيرو محركه ي اصلي حركت هاي اجتماعي محسوب مي شده است. تاريخ پنجاه و چند ساله ي مبارزات دانشجويي ايران تا به امروز اثبات كرده است كه تنها زماني جنبش دانشجويي مي تواند به جنبشي مترقي در جامعه تبديل شود كه اهل مسامحه نباشد و به عبارتي خود را از بدنه ي حاكميت مستقل سازد. بايد گفت استقلال راه دانشجو در هر برهه اي از تاريخش كه به دست آمده، توانسته تاثيري جدي بر ساختار سياسي نظام هاي استثمارگر ايران بگذارد.

آري بار ديگر در اين مقطع از تاريخ، مبارزات دانشجويي به معناي واقعي شكل گرفته است و اصلا بعيد نبود كه حاكمیت مرتجع، اين جهت گيري اصيل جنبش را كه اينك با پرچم سرخ به اهتزاز در آمده، تاب نياورد. به راستي اينك جهل و علم در تقابل با يكديگرند.

۲ - اكنون بيش از يك ماه از يورش بي سابقه ي نيروهاي امنیتی به دانشگاه ها مي گذرد. براي چندمین بار حاكمیت براي وارونه جلوه دادن حقايق، هجمه ي بي سابقه اي را نسبت به مبارزان دانشجو شروع كرده است. براي نمونه در دانشگاه مازندران به شيوه ي مضحكي، فعالين چپ دانشجويي را با اتهاماتي از قبيل جريحه دار كردن عفت عمومی، بلند بودن صداي موسيقي در منزل شخصي، رابطه ي نامشروع و موارد ديگر كه به زعم عناصر وزارت اطلاعات و امنيت كشور، مي تواند اذهان عمومي را راضي نگه دارد، زنداني كرده اند.

۳ - سناريوي وزارت اطلاعات و امنيت كشور به اين جا ختم نمي شود، ۸ نفر از فعالين دانشگاه مازندران را نزديك يك ماه در سياه چالهاي خود نگه داشتند و آن ها را زير شديدترين شكنجه هاي جسمي و رواني قرار دادند. بي خوابي هاي دادن طولاني، لخت كردن مبارزان دانشجو در سرما، شكنجه با باتوم برقي و شلاق، آويزان كردن از سقف، تهديد خانواده هاي دانشجويان،‌ بازجويي هاي بي وقفه، برپايي دادگاه هاي تفتيش عقايد با اتهامات واهي از قبيل ارتباط با خارج كشور و سوالات مضحكي مانند اين كه چه كتاب هايي خوانده ايد تنها نمونه هایی از شیوه ی برخورد اين مزدوران با دانشجويان مبارز ما در مدت اسارت آنها در بندهاي انفرادي اطلاعات و امنيت رژيم اسلامي بوده است. اين طنزنامه با بمب گذاري توسط عوامل رژيم در دانشگاه صنعتي بابل به صورتی كاملاْ ناشيانه و خنثي كردن آن گوياي اين است كه اين حکومت غيرمردمی هنوز از نظر آرتيست بازي و نقش بازي كردن در سطح آماتوري قرار دارد.

۴ - و اما بازداشت، شكنجه و مقاومت رفيق آرش پاكزاد با اعتصاب غذا، خود حكايت ديگري دارد. ۱۵ روز پيش دستگاه قضايي رژيم حكم آزادي رفيق آرش را از بند انفرادي اطلاعات ساري صادر كرده است. اما عناصر امنيتي رژیم از آزادسازي وي خودداري مي كنند. گويي آن ها ارزش رفيق را دريافته اند و به اين سادگي بازگشت رفيق آرش را به جنبش دانشجويي را برنمي تابند.

اينك ما به عنوان جمعي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي مازندران اين ستم گري رژيم را محكوم كرده و به حاكميت هشدار مي دهيم در صورتي كه رفيق آرش پاكزاد و ديگر رفقاي زنداني ما را آزاد نكنند، ما نيز به حكم روش قهري خود مبارزاتمان را وارد فاز جديدي خواهيم نمود.

زنده باد آزادي و برابری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:0  توسط کارگر  | 

 

کمیته هماهنگی بر سر دوراهی

 

صلاح مازوجی

۱

از اعلام موجودیت کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری نزدیک به سه سال می گذرد. کمیته هماهنگی و دیگر تشکلهای کارگری که در آن مقطع ایجاد شدند هر کدام طیفی از فعالین و پیشروان کارگری را در خود گرد آوردند. ایجاد و ابراز وجود این تشکل ها در درجه اول محصول یک دوره از رشد جنبش کارگری و از طرف دیگر باز شدن پرونده ایجاد تشکل های کارگری بر روی جامعه بود.

جنبش کارگری در آن سالها صحنه هزاران اعتراض و اعتصاب کارگری در رشته های مختلف صنعتی و خدماتی بود، اگر چه مطالبات کارگران در این دوره به دلیل توازن قوای طبقاتی از مضمون و خصلتی دفاعی برخوردار بود، با این حال همین برآمد و رشد جنبش کارگری بود که زمینه تحرک فعالین و پیشروان کارگری برای ایجاد تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران را فراهم آورد و شرایط  و موجبات به جلو صحنه آمدن گرایش سوسیالیستی در درون جنبش دانشجویی و جنبش زنان را تأمین کرد. بدون این پیشروی در جنبش کارگری هیچ عامل و اراده دیگری نمی توانست، این میزان از تحرک و جنب و جوش در فعالین کارگری برای ایجاد تشکل ها را بوجود آورد.

از طرف دیگر در آن دوره رژیم جمهوری اسلامی و طبقه سرمایه دار ایران در همکاری با سازمان جهانی کار و با قبول برخی از مقاوله نامه های این سازمان که شرط ورود و عضویت در سازمان تجارت جهانی است عملا تلاش کردند تا برخی از انجمن های صنفی و سندیکاها را که زیر نظر خانه کارگر رژیم ساخته شده بودند را بعنوان تشکل مستقل کارگری، به کارگران قالب نمایند تا در سازش و همکاری با طبقه سرمایه دار و کارفرمایان مطالبات کارگران را "دنبال" کنند مجموعه این تلاشها در شرایطی که بی اعتباری و ورشکستگی شوراهای اسلامی بر همگان عیان شده بود و حتی صاحبان صنایع و کافرمایان نیز آنها را بعنوان تشکلی که ظرفیت کنترل اعتراضات کارگری را داشته باشند برسمیت نمی شناختند، به مسئله ایجاد تشکل کارگری در سطح جامعه موضوعیت بیشتری بخشید و پرونده ایجاد تشکل کارگری را بر روی جنبش کارگری باز کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 12:5  توسط کارگر  | 

نتیجه "انژیوگرافی" به عمل آمده و برخورد ناشایست یکی از ماموران زندان به

 

محمود صالحی در بیمارستان توحید!

 

 

 

نتیجه آزمایشات "انژیوگرافی" به عمل آمده در بیمارستان توحید، حاکی از آن است که رگ متصل به قلب محمود صالحی مسدود میباشد.

دکتر محمد رضا خالدیان، برای رفع این مشکل تعدادی دارو را تجویز کرده و همچنین پیشنهاد کرده است که محمود صالحی باید به مدت یک هفته تحت مراقبت پزشکی قرار گیرد. بنا به درخواست این پزشک، محمود صالحی باید روز شنبه 22 دیماه دوباره به بیمارستان مراجعه کند.

 

پزشک معالج اظهار امیدواری کرده که داروهای تجویز شده مشکل مسدود بودن رگ متصل به قلب را رفع میکند، در غیر این صورت باید راه دیگری را در پیش گرفت. پزشک معالج اشاره نکرده است که راه دیگر رفع این مشکل چیست، اما این مشکل، حاد به نظر میرسد.

 

لازم به ذکر است که روز پنجشنبه 20 دیماه، محمود صالحی را علیرغم وضعیت وخیم جسمانی، مجددا از بیمارستان توحید شهر سنندج به زندان مرکزی این شهر منتقل کرده و قرار است که مراقبت یک هفته‌ای از محمود صالحی در بهداری زندان صورت پذیرد.

 

قبل از ترخیص محمود صالحی از بیمارستان، یکی از ماموران زندان که لباس شخصی بر تن داشته، به بهانه‌های واهی به نجیبه صالحزاده، همسر محمود صالحی حمله‌ور شده وهمچنین به اتاقی که محمود صالحی در آن بستری بوده است، مراجعه کرده و پای محمود صالحی را به تخت بیمارستان میبندد. به همین دلیل، پرستاران بیمارستان که در تلاش برای عوض کردن روپوش تخت محمود صالحی بودند نتوانستند محمود صالحی را جابجا کنند و نهایتا با ابراز نگرانی از این وضعیت، از عوض کردن روپوش تخت محمود صالحی منصرف میشوند.

 

نجیبه صالحزاده به این تعرض اعتراض میکند که مامور زندان وی را تهدید به بازداشت میکند.

 

محمود صالحی در قبال این بی‌حرمتی به خود و خانواده‌اش، تصمیم به اعتصاب غذا گرفته که با اسرار نجیبه صالحزاده و همچنین دوستانش از این کار منصرف میشود.

 

قابل ذکر است که، انتقال محمود صالحی و نگهداری او دربیمارستان، با تدابیر شدید امنیتی همراه بوده است. 

 

کمیته دفاع از محمود صالحی

20 دیماه 1386

kdms50@yahoo.com

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:12  توسط کارگر  | 

اطلاعيه پيوستن به حزب کمونيست ايران

                                                           مهدی حسينی

 

بحران وانشعابات پی در پی در کمونيسم کارگری و تاسيس چندين حزب کمونيست کارگری ، هر فعال کمونيست را در داخل و خارج اين احزاب به تعمق وا ميدارد . من فکر ميکنم بحرانی را که کمونيسم کارگری در آن قرار گرفته و در نتيجه آن شاهد انشعابات متعدد هستيم ، خلق الساعه و جديد نيست بلکه ريشه در تناقضات سيستم فکری اين جريان دارد ، طول تاريخ تحزب کمونيسم کارگری با اين جدال درونی همراه بوده و هر بار با يک انشعاب و يا يک جدايی بزرگ به حداکثر خود رسيده است به صورتی که هم اکنون پنج حزب را که مدعی کمونيسم کارگری هستند را شاهد هستيم و اين جدا از صدها فعال کمونيست کارگری است که با هيچ کدام از اين احزاب نيستند . هر چند شرايط و اوضاع و احوال بيرونی بر اين روند تاثير گذاشته است اما در واقع دليل اصلی در خود کمونيسم کارگری نهفته است .

در هر حال هدف  در اين اطلاعيه کوتاه نقد کمونيسم کارگری و احزاب آن نيست . من از فعالين و کادرهای حزب کمونيست کارگری و بعدا حکمتيست بودم که در عرصه ها و سمتهای مختلف از جمله عضويت در کميته کردستان و مشاوری کميته مرکزی فعاليت داشتم .همزمان با فعاليتم در حزب حکمتيست و همانطور که در بالا اشاره کردم جدال و بحران هميشگی درون اين جريان وادارم کرد تا مروری بر کمونيسم کارگری و باز خوانی بر مارکسيسم داشته باشم ، متعاقبا به اين نتيجه رسيدم که حزب حکمتيست ظرفی مناسب برای ادامه فعاليت کمونيستی من نيست ، نتيجتا مارس ۲۰۰۷ طی يادداشتی کوتاه استعفايم را به اطلاع آن حزب رساندم .

من با توجه به اعتقاد عميقی  به که مارکسيسم دارم نميتوانم حزب گريز باشم و مدت چند ماهی را که به صورت انفرادی در عرصه های مختلف فعاليت کرده ام با اتکا به انديشه های مارکسيستی بوده است ، هم زمان در اين مدت فرصت کافی  در اختيارداشتم تا با مطالعه بيشتر، بهتر انتخاب سياسيم را بکنم . برای ادامه فعاليت کمونيستيم حزب کمونيست ايران و سازمان کردستان آن کومه له را انتخاب کرده ام .من فکرميکنم فلسفه وجودی حزب کمونيست و کومه له تلاش برای لغو کار مزدی ،عملی کردن آزادی و برابری وتحقق يک جامعه سوسياليستی است .

پيوستن به حزب کمونيست ايران يک ضرورت انقلابی است. توصيه من به تمام انسانهای آزاديخواه و فعالين کارگری و کمونيست پيوستن به حزب کمونيست و کومه له است .

زنده باد سوسياليسم !

مهدی حسينی

Mehdi1871@yahoo.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 15:10  توسط کارگر  | 

                    فعالین جنبش کارگری، به کجا چنین شتابان؟

 

 

دوستان عزیز

جنبش کارگری ایران تا کنون نتوانسته یک تشکل فراگیر وراهنما از خود داشته باشد،چرا؟

این سوال فراروی یکایک ما وهرکسی که خود را در این صف میداند قرار دارد.

صرفه نظر از هرگونه پاسخی که ما برای خود داشته باشیم باید یکسری فاکتورها را در نظر بگیریم که در معادلات وتحلیل های ما اثر گذار هستند.اولین ومهمترین این مهم دانش واگاهی ما وشناخت از وضعیت موجود است .من معتقد هستم که کلیه دوستان به این امر کاملا واقف واوضاع را بخوبی درک میکنند.اما شناخت بتنهایی کامل وکافی نیست، بلکه ارایه راه حل های مناسبت در برخورد با اوضاع جنبش کارگری وبرون رفت از بحران های پیش رو است که  عنصر اگاه وپیشرو را  برجسته مینماید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 8:20  توسط کارگر  | 

موج جدید احضاربه کمیته ی انضباطی و تهدید دانشجویان دانشگاه علامه پس از پایان

کلاسهای درس و آغاز فرجه های تحصیلی آغاز شد.

مهدیه گلرو، علیرضا موسوی، امیر یعقوبعلی، نگین فرازمند، عسل اخوان، کوروش جنتی، شیما فرزاد منش به کمیته انضباطی احضار شده ند.

لازم به ذکر است مهدیه گلرو، امیر یعقویعلی، نگین فرازمند، عسل اخوان و شیما فرزاد منش ترم گذشته تعلیق و ممنوع الورود بوده و دوره ی محرومیت خود را سپری کرده اند. همچنین علیرضا موسوی که پیش از این به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود و تاکنون نیمی از آن را سپری کرده به کمیته انضباطی احضار شده است.خبر ها حاکی از آن است که کوروش جنتی نیز که هفته گذشته حکم یک ترم تعلیق خود را دریافت کرده است جزء احضار شده گان است.

سعید فیض الله زاده نیز که دوران تعلیقش به پایان رسیده است همچنان اجازه ورود به دانشگاه و انتخاب واحد را ندارد. مسئولین دانشگاه هیچ جواب قانع کننده ای برای اقدام خود نداده اند و هیچ حکم یا ابلاغیه به وی ارائه نشده است.

همچنین سلیمان محمدی دانشجوی دانشگاه علامه نیز ازسوی کمیته انضباطی به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شده است.

مهدیه گلرو نایب دبیر انجمن منتخب علامه که امروز(سه شنبه) در جلسه کمیته انضباطی شرکت کرده است اتهامات وارده به خود از سوی کمیته انضباطی را بدین شرح اعلام کرد: ایجاد اخلال و وقفه در برنامه آموزشی دانشگاه،ایجاد بلوا و آشوب ،تشویش اذهان عمومی،توهین و هتک حرمت به حراست دانشگاه،توهین و هتک حرمت به مسئولین دانشگاه،توهین و هتک حرمت به مسئولین نظام و رهبری و برنامه ریزی تجمعات غیرقانونی در داخل و خارج از دانشگاه. گلرو با اشاره به ممانعت از انتخاب واحد وی در ترم جدید گفت: با وجود اینکه بر طبق منشور حقوق دانشجویی پس از اتمام دوران 2 ترم تعلیق از تحصیل بنده قانونا حق انتخاب واحد در ترم جدید را داشته ام، اجازه ورود به دانشگاه حتی برای دریافت احضاریه جدید کمیته انضباطی را نیافتم به گونه ای که نامه احضاریه را به نگهبانی دانشگاه آورده و در آنجا به من تسلیم کردند.

همچنین عسل اخوان یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه علامه که امروز(سه شنبه) در جلسه کمیته انضباطی شرکت کرده است اتهامات وارده به خود را: حضور در تجمع غیرقانونی،رهبری و هدایت دانشجویان در تجمعات غیرقانونی،شعارگویی و توهین به مسئولین نظام و دانشگاه،اخلال و ایجاد وقفه در برنامه و نظم دانشگاه،ایجاد بلوا و آشوب و تشویش اذهان عمومی،نشر اکاذیب و توهین و هتک حرمت مسئولین دانشگاه و شرکت در تجمع غیرقانونی در دانشگاه پلی تکنیک و درگیری با نگهبانان این دانشگاه عنوان کرد.

مهدیه گلرو نایب دبیر انجمن منتخب علامه که امروز(سه شنبه) در جلسه کمیته انضباطی شرکت کرده است اتهامات وارده به خود از سوی کمیته انضباطی را بدین شرح اعلام کرد: ایجاد اخلال و وقفه در برنامه آموزشی دانشگاه،ایجاد بلوا و آشوب ،تشویش اذهان عمومی،توهین و هتک حرمت به حراست دانشگاه،توهین و هتک حرمت به مسئولین دانشگاه،توهین و هتک حرمت به مسئولین نظام و رهبری و برنامه ریزی تجمعات غیرقانونی در داخل و خارج از دانشگاه. گلرو با اشاره به ممانعت از انتخاب واحد وی در ترم جدید گفت: با وجود اینکه بر طبق منشور حقوق دانشجویی پس از اتمام دوران 2 ترم تعلیق از تحصیل بنده قانونا حق انتخاب واحد در ترم جدید را داشته ام، اجازه ورود به دانشگاه حتی برای دریافت احضاریه جدید کمیته انضباطی را نیافتم به گونه ای که نامه احضاریه را به نگهبانی دانشگاه آورده و در آنجا به من تسلیم کردند.

همچنین عسل اخوان یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه علامه که امروز(سه شنبه) در جلسه کمیته انضباطی شرکت کرده است اتهامات وارده به خود را: حضور در تجمع غیرقانونی،رهبری و هدایت دانشجویان در تجمعات غیرقانونی،شعارگویی و توهین به مسئولین نظام و دانشگاه،اخلال و ایجاد وقفه در برنامه و نظم دانشگاه،ایجاد بلوا و آشوب و تشویش اذهان عمومی،نشر اکاذیب و توهین و هتک حرمت مسئولین دانشگاه و شرکت در تجمع غیرقانونی در دانشگاه پلی تکنیک و درگیری با نگهبانان این دانشگاه عنوان کرد.

آوای دانشگاه

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 15:39  توسط کارگر  | 

پاسداران جهل و سرمایه، این شکنجه‌گرانی که تحت نام

 "پزشک قانونی" نسخه میپیچند

 

رژیم جهل و سرمایه، محمود صالحی را به مدت نه ماه علیرغم وضعیت وخیم جسمانی در بدترین و غیر انسانی‌ترین شرایط در زندان نگه داشته‌ است، در طول این مدت به وی اجازه مراجعه به پزشک متخصص داده نشده است. در تاریخ 28 آذر ماه او را به "پزشک قانونی" جهت تشخیص وضعیت جسمی‌اش و تصمیم این نهاد بر ماندن یا نماندن محمود صالحی در زندان منتقل کرده که در ابتدا با این بهانه که مدارک پزشکی وی را فراموش کرده‌اند، محمود صالحی را دوباره به زندان برگرداندد. چند روز بعد این نهاد (پزشک قانونی) رای خود را بر ماندن محمود صالحی در زندان، برخلاف توصیه پزشکان بیمارستان توحید شهر سنندج و همچنین توصیه دکتر موسوی پزشک معالج محمود صالحی مبنی بر مداوای سریع و انجام عمل دیالیز و نهایتا پیوند کلیه، صادر کرده است.

"پزشک قانونی" رژیم اسلامی

ماموران اطلاعات و پاسدارانی که لباس "پزشک قانونی" بر تن دارند طبق قانونی عمل میکنند که در آن نه تنها حرمت بشر رسمیت ندارد بلکه اعدام، زندان، شکنجه و سنگسار معرف آن قانون است. قانونی که استثمار به نوعی وحشیانه همراه با رعب و وحشت و اعدامهای خیابانی مظهر وجودی آن است. زمانی که ماموران اطلاعات و شکنجه‌گران اسلامی نقش پزشک را بازی میکنند کاملا طبیعی است که بیمارستان نیز جای خود را به سیاه‌چالهای مخوف رژیم اسلامی میدهد و زندانبانان نیز پرستار چنین بیمارستانی میشوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 2:46  توسط کارگر  | 

 

کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل کارگری» را تقویت کنیم!

 

           بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu 

در ماه های اخیر، مشکلات و معضلات کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری، فزونی یافته است. دلایل اصلی این وضعیت در مسایل عدیده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد. از مسایل امنیتی، زندانی بودن سخنگوی کمیته هماهنگی، تهدیدهای امنیتی برخی از فعالین آن، فشارهای اقتصادی که مانع برگزاری جلسات و مجامع عمومی همه اعضای آن می شود، گرایشات مختلف درون آن و عدم تجربه و سنت در عرصه تشکل یابی کارگران و... همچنین دخالت های غیرمسئولانه سکتاریستی و تزها و تئوری های ذهنی و صرفا روشنفکرانه برخی گروه های حاشیه ای و رفرمیستی نیز مشکلات این تشکل کارگری را تشدید کرده است.

مسلما، مهم ترین چالش های پیشروی جامعه ایران در سال 2008، صف بندی های جدید طبقاتی جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی مردم کردستان و دیگر جنبش های تحت ستم برابری طلب سراسر ایران با حکومت اسلامی از یک سو و شفاف تر شدن مرزبندی های این جنبش ها با گرایشات بورژوایی از سوی دیگر است.

شکی که در این دوره مبارزه برای آزادی فوری محمود صالحی، منصور اسانلو، دانشجویان دستگیرشده و فعالین جنبش زنان و مبارزه برای آزادی همه زندانیان سیاسی از اولویت ویژه ای برخوردار است. اما در عین حال تاکید به آزادی بیان و قلم، اعتصاب و تشکل مستقل از دولت نباید تحت تاثیر این اولویت ها به حاشیه رانده شود، بلکه باید پارالل پیش برود. در واقع اگر جامعه ما، تشکل های قوی طبقاتی در مقابل حکومت اسلامی هار و تا دندان مسلح ایجاد نکند و توازن قوا را به نفع خود تغییر ندهد، هر پیشروی قابل برگشت بوده و فعالین جنبش های اجتماعی نیز همواره در معرض خطر تهدید و ترور، سرکوب و دستگیری، زندان و شکنجه خواهند بود. بنابراین، جامعه ما به برپایی تشکل های واقعی کارگران، زنان، دانشجویان با افق و چشم انداز سوسیالیستی مانند نان شب نیاز مبرم دارد. از سوی دیگر، پیوند واقعی و عملی این جنبش ها با همدیگر آن صف قدرتمند طبقاتی را به وجود می آورد که هیچ نیرویی توان ایستادگی در مقابل آن را ندارد. قدرت این جنبش ها در تشکل و مبارزه هدفمند و جهت دار است، نه حرکت های خود به خودی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 23:11  توسط کارگر  | 

 

در رابطه با پیام اخیر همسرم، محمود صالحی

 

 

پیام همسرم،  محمود صالحی، به فعالین کارگری، مردم آزاده‌ی ایران و از آنجمله ساکنین قهرمان سنندج که در آن حال خود را "بسیار بسیار خوب" توصیف کرده،  پرسشهائی را بر انگیخته است. مدتهاست که من حال وخیم جسمی محمود را یادآوری کرده  و اعتراض کنان خواهان تحقق حق او برای آزادی و معالجه شده‌ام. آیا پیام فوق الذکر هیچ تناقضی با یادآوریهای من دارد؟ جواب بطور قطع منفی است. محمود در این پیام با آن روحیه نیرومندی که دارد، و من بهتر از هر کس دیگر با آن آشنا هستم، احوالپرسان خویش را تمجید کرده و آنها را دلداری میدهد. این فرق دارد باپیامها و نامه‌هائی که او یا من و یا فرزندم سامرند مینویسیم و از حقوق حقه او برای آزادی و معالجه دفاع میکنیم. ما در آن پیامها و نامه‌ها از حقوق حقه محمود در برابر یک دولت و طبقه سرمایه‌دار حامی آن صحبت میکنیم و محمود در این پیام مردمی آزاد، دلسوز و شریف را دلداری میدهد.

            

کسانی که محمود را از نزدیک میشناسند میدانید که او، نظیر همه همقدمان و همفکرانش، مالامال از عشق به زندگی است و یک زندگی آزاد، شاد، و بری از اسثمار، نابرابری و تبعیض را  برای همگان میخواهد. او در این راه و هم قدم با همه مخالفین استثمار و ستمگری در مقابل کسانی قرار گرفته است که هر گونه حق طلبی را با شکنجه و زندان و اعدام جواب میدهند. این امر در تاریخ این مملکت نهادینه است. مبارزین در مقابله با این توحش یک فرهنگ مقاومت و تحقیر مرگ را در جامعه و در خود تقویت کرده‌اند. به این معنی محمود، این عاشق پاکباز زندگی، مرگ را تحقیر میکند و از آن هراسی ندارد. کسی که چنین فرهنگ و روحیه والائی دارد، البته  درد کلیه و فشار خون و ناراحتی قلب را در مقابل احوالپرسان خود به هیچ میگیرد و میگوید که حال (روحیش) "بسیار بسیار خوب است".

 

عزیزان!

 

وضع جسمی محمود همچنان وخیم است. او را در پروسه‌ئی قرار داه‌اند که به شدت خطر‌ناک است. من در کنار فرستادن پیام و نامه‌های گوناگون، روزانه این کاربدست و آن مقام را تحت فشار میگذارم تا به وظایف خود در برابر یک زندانی سیاسی عمل کنند. آگاهی من بر روحیه عالی همسرم به هیچوجه از تشویش عمیق من نمی کاهد. محمود باید معالجه گردد. او باید سالم بماند و به میان ما برگردد. نه فقط من و فرزندانم، بلکه مردم آزاده و تحت ستم به محمود احتیاج دارند. همه ما باید بر فشار خود بیافزائیم تا قوه قضائیه و مسئولین در برابر حق محمود برای معالجه و آزادی سر تسلیم فرود آورند.

 

با ادای احترام نسبت به همه انسانهای آزاده

 

نجیبه صالحزاده

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 20:49  توسط کارگر  | 

محمود صالحی آینیه دردو رنج   ن:فردین نکهدار

 

http://www.ofros.com/maghale/fnegahdar_msalehi.pdf