تبليغاتX

کارگران جهان متحد شوید!

فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""

18 تیر تجربه ای که جنبش دانشجویی با موفقیت پشت سر نهاد

 

                                                                                                        

نهمين سالگرد قيام دانشجويان در 18 تير1378، در شرايطی فرا می رسد که موجی از مبارزات  دانشجويان چپ و رادیکال عليه سياستهای سرکوبگرانه رژيم جمهوری اسلامی  پس از بازیابی خود مدتی است که  اکثر دانشگاه های کشور را فرا گرفته است. جریان از این قرار بود که  روزجمعه ۱۸ تير ۱۳۷۸، دانشجويان كه با تجمع و راهپيمايى در برابر توقيف روزنامه سلام به اعتراض برخاسته بودند، نيمه شب در خوابگاه خود با نيروهاى سرکوبگر رژیم رو برو شدند. نیروهای نظامی و لباس شخصیها  درب اطاقها را شكسته، وسائل و كتابهاى دانشجويان را بهم ريخته و پاره كرده، دانشجويان بى دفاع را با مشت و لگد و اسلحه گرم مضروب و مجروح كرده و شمارى از لباس شخصی ها با ذكر "مولاى ما حسين، اين هديه را از ما بپذير" ، دانشجويان را از طبقات بالاى ساختمان به پائين پرتاب كردند. در نتيجه این سرکوبها تعدادى ازدانشجویان و ازان جمله "عزت ابراهيم نژاد" جان باختند و تعداد زیادی از دانشجویان زخمی نیز روانه بيمارستانها شدند. بدنبال شب خونين ۱۸ تيرماه، در تهران طی شش روز، دانشجویان مبارز به گردهمايى خود ادامه دادند و مردم كوچه و خيابان به پشتيبانى از دانشجويان بى دفاع شتافتند.این اعتراضات تا روز ۲۳ تيرماه با همان گستردگی ادامه داشت. شعارها و خواستهاى آنان از رسيدگى فورى به حمله شبانه به خوابگاه و محكوم كردن مهاجمان، تا به چالش طلبيدن کلیت رژیم را در بر می گرفت. وزيرعلوم استعفاء داد و مجلسيان و نيروهای چندی از حاکميت و اصلاح طلبان نیز در برابر اعتراضات  دانشجويان در کوی و صحن دانشگاه حاضر شدند و آنانرا به آرامش و مذاکره فرا خواندند.در مقابل  آنچه در تهران می گذشت،رویدادهای مشابهی  در تبريز، اصفهان، مشهد، شيراز، اهواز ،كرمان ، رشت و کردستان رخ دادند و دستگيری ها و زخميهاى فراوانى از خود بر جا ی نهاد. در اين ميان ، رئيس جمهور وقت رژیم اسلامى، محمد خاتمی به عنوان رياست شورای امنيت ملي، فرمان سرکوب صادر کرد و دانشجويان تجمع کننده در کوی دانشگاه و مردم حامی آنان را اراذل و اوباش خواند.

در واقع 18 تیر و وقایع پیروامون ان از دو زاویه قابل بررسی است. وقایع کوی دانشگاه در روز 18 تیرماه سال 78، هم به مثابه یک شکست و هم اینکه یک پیروزی در ایران بود. 18 تیر روز تسویه حساب ان بخش از جنبش دانشجویی متوهم به اصلاحات از درون بود که عدم تغییر پذیری و اصلاح پذیری این نظام استثمارگر را  به وضوع به نمایش گذاشت. از طرفی دیگر رویدادهای خونین کوی دانشگاه تهران به مثابه برداشتن نقاب، از چهره کسانی بود که شعار تقدم و تأخر اصلاحات سیاسی و اقتصادی را بریکدیگر علم کرده بودند که گویا معضل اصلی همانا این شعار است. رویدادهای 18 تیر همزمان نقطه پایانی بر جنبش دوم خرداد و پروسه مرگ این جنبش ساختگی بود. اگر تاپیش از به وقوع پیوستن رویدادهای 18 تیر بخشی از دانشجویان بر این باور بودند که این سید خندان که پیغمبر 20 میلیونی نام گرفته بود که توانسته بود 20 میلیون رأی کسب کند، میتواند تغییری در میان جامعه ایجاد، و بحثهای بی اساسی همچون اخوند خوب و بد و اسلام خوشخیم و بدخیم را به میان میکشیدند، 18 تیر 78 جوابی قاطع و روشن به این توهمات بود. وقایع خونین 18 تیر برای اندسته از دانشجویان که هنوز امیدی به این دوم خردادیها بسته بودند روشن ساخت زمانیکه پای کلیت نظام سروکوبگر جمهوری اسلامی در میان باشد اخوند، اخوند است و حفظ رژیم اسلامی سرمایه ان حلقه اتصالی است که هیچ مرزی را برای سرکوب و خونیزی باز نمیشناسد. به همین دلیل وقایع کوی دانشگاه تهران همزمان نقطه عطفی در بازیافتن اگاهی در میان دانشجویان و نقطه اغاز رویگردانی ان بخش از این جنبش از جنبش دوم خرداد نیز بود. در واقع رویدادهای کوی دانشگاه تنها جناحهای درون رژیم را افشا نکرد. گروههای مختلفی زمانی که خاتمی به بهانه تندروی فرمان سرکوب دانشجویان را صادر کرد نیز همصدا با انها به زیر چتر خاتمی و فرمان سرکوب این اخوند مرتجع خزیدند و اعتراضات دانشجویان ازادیخواه را تندروی قلمداد کردند که بایستی سرکوب میشد. اما با گذشت نزدیک به یک دهه از این رویدادهای خونین، جنبش دانشجویی مراحل مختلفی را پشت سر نهاده است. اهمیت این مراحل نه در میزان بالای اعترضات بلکه اساسا در میزان اگاهی جنبش دانشجویی و میزان دوری جستن و گسست کامل از استراتژی، اهداف و دورنمای جناحهای درون نظام و از این هم مهتر احساس تعلق طبقاتی با جنبش کارگری و درک مادی این مهم که هر میزان از پیشروی این جنبش در گرو پیشروی جنبش کارگری است، خود را به نمایش گذاشته است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:27  توسط کارگر  | 

خصوصی سازی فولاد خوزستان و عواقب پیرامون آن

                                                  123

در جریان بزرگترین قرارداد تاریخ بورس ایران بیش از 30 درصد از سهام شرکت فولاد خوزستان به بخش خصوصی واگذار شد. به گزارش خبرگزاری‌ها بلوک 30.5 درصدی شرکت فولاد خوزستان به بهای بیشتر از 1360 میلیارد تومان معادل (یک میلیارد و 478 میلیون دلار) به فروش رسید. این مقدار سهام شرکت فولاد خوزستان به مدت نه روز در بازار بورس عرضه شده بود و سرانجام از میان پنج رقابت کننده یکی بیشترین رقم پیشنهادی را ارائه داد. به گزارش خبرگزاری فارس فردی به نام «جابریان» این مقدار پول را برای خرید بیش از 30 درصد سهام فولاد خوزستان پرداخته کرده است. شرکت فولاد خوزستان متعلق به سازمان توسعه و نوسازی صنایع و  معادن کشور(امیدرو) است.  با توجه به آنکه پس از صنعت نفت، صنایع معدنی نظیر کارخانه‌های تولید فولاد از مهمترین صنایع مادر محسوب می‌شوند،" امیدرو" یکی از مهمترین زیرمجموعه‌های وزارت صنایع بحساب میآید. از زمان تصویب سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی رژیم در مجمع تشخیص مصلحت، بسیاری از سرمایه‌گذاران بزرگ خارجی به خرید صنایع معدنی  ایران ابراز تمایل کرده بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 8:16  توسط کارگر  | 

مصاحبه پیمان پیران با روز ان لاین درباره دانشجویان بازداشت شده مشهد      

دانشگاه ها را با پادگان اشتباه گرفته اند                 

peymanpiran.jpg

غزال آزادفر

در روزهاي اخير، فشار بر فعالان دانشجويي در دانشگاه هاي ايران افزايش يافته است. در همين راستا ‏دانشجوياني نيز كه تحت عنوان "زادي خواه و برابري طلب"فعاليت مي كنند، به انحاء گوناگون تحت فشار ‏نهادهاي امنيتي قرار گرفته اند. پيمان پيران، ‌يكي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب، در اين زمينه با روز ‏گفت و گو کرده است.‏


‏گفته شده است كه سه تن از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در مشهد بازداشت شده اند. ‏بازداشت آنها در چه ارتباطي بوده است؟

 

به دنبال برگزاري يک تجمع اعتراضي خودجوش در مقابل درب دانشگاه فردوسي مشهد، هفته گذشته اين شهر ‏صحنه برخوردها و بازداشتهاي وسيع توسط دستگاه هاي امنيتي ايران بود. در اين تظاهرات، که در اعتراض به ‏وضعيت معيشتي مردم و شرايط بد اقتصادي برگزار شد عده اي دستگير شدند از جمله، سه نفر از‎ ‎دانشجويان ‏دانشگاه فردوسي مشهد به نام هاي توحيد دولت شناس، فرزاد حسن زاده و محمد زراعتي كه در واقع توسط ‏ماموران امنيتي از اين دانشگاه ربوده شدند.‏


‏چه خبري از اين سه دانشجوي بازداشت شده داريد؟

در حال حاضر، تنها خانواده هاي اين سه دانشجو مستقيما پيگير وضعيت فرزندان شان هستند اما متاسفانه دادگاه ‏انقلاب و فردي به نام سلطاني که مسئول رسيدگي به اين پرونده هاست، از جوابگويي به اين خانواده ها سرباز مي ‏زنند. لذا ما فقط اطلاع داريم كه اين سه دانشجو در بازداشتگاه اطلاعات و زندان تربيت شهرمشهد هستند. از ‏طرفي، متاسفانه هنوز وکالت دکتر حاجي مشهدي كه قبل از بازداشت اين دانشجويان، وکالت آنها را پذيرفته بود، ‏مورد قبول دادگاه انقلاب قرار نگرفته است.‏

در عين حال، به دنبال بازداشت سه تن از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در مشهد و تشکيل کميته پيگيري ‏بازداشت هاي خودسرانه در شهر مشهد، تماس هاي تلفني تهديد آميز با برخي دانشجويان تشکيل دهنده اين کميته از ‏جمله خانم الناز کفشکانيان، مهدي قدسي و محمد ميزبان گرفته و از آنان خواسته اند در اين مورد دخالت نکنند، ‏کميته را منحل کنند و فعاليتي در ارتباط با آزادي اين دانشجويان در دانشگاهها انجام ندهند. در ضمن، به خانواده ‏هاي اين دانشجويان هشدار داده شده است که در صورت ادامه فعاليت فرزندان شان، آنان را بازداشت خواهند کرد. ‏جالب است که بدانيد اين دسته از دانشجويان تنها کاري که کرده اند، جمع آوري امضا از هم کلاسي ها براي آزادي ‏دوستان شان بوده است. ‏


‎‎گويا عابد توانچه، دانشجوي وبلاگ نويس و مدير مسئول نشريه دانشجويي "عصيان"، نيز زندان ‏محکوم شده است. چه اطلاعي از پرونده او داريد؟‎ ‎

عابد توانچه، از جمله بيش از 50 نفري بود که سال گذشته بازداشت شدند. اخيرا حکم دادگاه تجديد نظر عابد ‏توانچه، از طريق پست به وي ابلاغ شده است. وي در اين حکم به هشت ماه حبس تعزيزي محکوم شده است و ‏ظاهرا بايد ظرف يک هفته خود را به زندان شهر اراک معرفي کند. اين در حاليست كه از نظر حقوقي، حکم ‏صادر شده، به دليل عدم حضور او در دادگاه وجهه قانوني ندارد.مسلما اگر به اين برخورد پليسي با عابد توانچه از ‏جانب فعالان دانشجويي پاسخ داده نشود، به ديگر فعالان دانشجويي و ساير دانشگاه ها تسري خواهد يافت.‏‎ ‎در ‏نتيجه ما از هيچ تلاشي در جهت انجام اعتراضات برحق دانشجويي و آزادي عابد توانچه کوتاهي نخواهيم کرد. ‏متاسفانه آقايان، محيط علمي دانشگاه هاي کشور را با پادگان اشتباه گرفته اند و در آستانه تعطيلي ساليانه دانشگاه ‏ها اقدام به اين تحرکات مي کنند؛ اما نمي دانند که نمي توان نداي آزادي خواهانه و عدالت طلبانه دانشجويان را ‏خاموش كرد.‏


‏پيش از اين نيز درخبرها آمده بود كه با دانشجوياني كه سال گذشته بازداشت شده بودند، ‌تماس هايي ‏گرفته و آنان راتهديد کرده اند. آين تهديد ها از طرف چه كساني صورت گرفته و چه مضموني داشته؟

در پي برگزاري مراسم روز دانشجو در سال گذشته، با موضوع مخالفت با جنگ، متاسفانه تعداد زيادي از فعالين ‏دانشجويي مستقل، موسوم به دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي ايران بازداشت شدند و در ‏بازداشتگاه 209 رسما در مورد‎ ‎ارتداد و همچنين صدور حکم اعدام در صورت ادامه فعاليت با آنان صحبت شد. ‏پس از آزادي هم تلفن هاي تهديد آميزي از جانب بازجويان وزارت اطلاعات به اين دانشجويان شده و گفته اند که ‏آنها بايد از ادامه فعاليت خودداري كنند. اين بازجويان گفته اند كه به راحتي مي توانند براي فعالان دانشجويي چپ ‏از روحانيون پر نفوذ، حکم ارتداد آنها را بگيرند و لذا در اين ارتباط، اقدام به تهديد دانشجويان كرده اند. البته اين ‏بار نخست نيست که چنين اتفاقي مي افتد و در مورد ديگر فعالان عرصه اجتماعي، بارها روي داده است. اما در ‏مورد دانشجويان، اين تهديدات به منظور سنگين تر کردن فضاي دانشگاه صورت مي گيرد. اما همانگونه كه گفتم، ‏اين تلاش ها همانند دوره هاي گذشته، راه به جايي نخواهد بود.‏

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 10:53  توسط کارگر  | 

 

احضار چهار دانشجو به دادگاه انقلاب در ایام تعطیلی دانشگاهها

 

بنا به اخبار رسیده از دانشگاه های کشور، انوشه آزاد فر دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، محمد پور عبدلله دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران، نسیم سلطان بیگی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی و بیژن صباغ دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه بابل به منظور اعلام حکم در شهریورماه  آینده به دادگاه انقلاب تهران احضار گردیدند. قابل ذکر است هنوز چند ماهی از بازداشت بیش از پنجاه نفر از دانشجویان چپگرای سراسر کشور نمی گذرد که مجددا به منظور رسیدگی به این پرونده های قضایی، دانشجویان به داد گاه احضار می شوند. اتهام اعلام شده این دانشجویان، برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران با موضوع مخالفت با جنگ و همچنین تشکیل گروه مارکسیستی بوده است

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:34  توسط کارگر  | 

حلقه محاصره اقتصادی و دیپلوماتیک به دور رژیم جمهوری اسلامی تنگتر می شود

                                           123

در ادامه تشدید فشارها بر رژیم جمهوری اسلامی برای توقف غنی سازی، اقدامات عملی کشورهای غربی، همزمان جنگ لفظی و تبلیغاتی از هر دو سو شدت یافته است. "خاویر سولانا"، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در گفتگو با خبرنگاران در "ژنو" گفت: کشورهای عضو گروه 5+1 با در پیش گرفتن سیاست تحریم و مذاکره تلاش خواهند کرد تا جمهوری اسلامی را به توقف غنی سازی اورانیوم وادار کنند.مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت: مقامات حکومت ایران اعلام کردند که بسته پیشنهادی گروه 5+1 را بررسی و به زودی به ما پاسخ خواهند داد، اما تاکنون جوابی دریافت نکرده ایم.در همان حال "دیوید میلیبند"، وزیر امور خارجه بریتانیا، در مطلبی که در روزنامه "هرالد تریبون"منتشر شده، به جمهوری اسلامی هشدار داده است که در صورت  نپذیرفتن درخواست جامعه بین المللی برای توقف غنی سازی اورانیوم، با انزوای سیاسی و تحریم های اقتصادی بیشتر مواجه خواهد شد. وزیر امور خارجه بریتانیا گفته است: رویکرد دیپلماتیک باید نتیجه دهد، چرا که جایگزین های آن هولناک خواهند بود.

از طرفی دیگر "علی لاریجانی" رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنشی تند به تشدید تحریمها علیه ایران از سوی اتحادیه اروپا، گفت: اگر کشورهای غربی روش کنونی خود را ادامه دهند به زودی در مقابل عمل انجام شده قرار خواهند گرفت.رئیس مجلس شورای اسلامی، ضمن اشاره به اظهارات"محمد برادعی" که گفته بود تهدیدات نظامی، حکومت ایران را برای دستیابی به سلاح هسته ای ترغیب می کند، گفت: کشورهای غربی باید هشدار "محمد برادعی" را جدی بگیرند. "علی لاریجانی"، خطاب به اعضای گروه 5+1 گفت: فرصت کوتاهی برای تعامل و همکاری باقی مانده است،  به شما توصیه می کنیم هشدارهای "برادعی" را جدی بگیرید و دنبال تحریک جمهوری اسلامی نباشید. در غیر این صورت در مقابل عمل انجام شده ای قرار می گیرید که راه بازگشت به تعامل برایتان سد خواهد شد.در کنار این جنگ تبلیغاتی اتحادیه اروپا مجازاتهای اقتصادی جدیدی را بر علیه جمهوری اسلامی تصویب کرده است. در همان حال تاکید شده است که روند تشدید تحریمها ادامه خواهد یافت. همزمان

مطبوعات آمریکا در روز جمعه به نقل از مسئولان این کشور نوشتند که مانورهای نظامی اسرائیل در اوائل ماه ژوئن ظاهراً در تدارک حمله به تأسیسات هسته ای رژیم جمهوری اسلامی ایران بود. روزنامۀ نیویورک تایمز در شمارۀ روز (جمعه) 20 ژوئن  خود می نویسد بیش از صد فروند جنگندۀ اف- ١٦ و اف- ١٥ ارتش اسرائیل در این مانورها برفراز بخش جنوبی دریای مدیترانه و یونان شرکت کردند. این روزنامه به نقل از مقامات آمریکائی می افزاید هدف از برگزاری این مانورها آماده کردن ارتش برای حمله به هدف هائی در دوردست ونشان دادن عمق نگرانی اسرائیل از بلند پروازی های هسته ای رژیم ایران است. این روزنامه به نقل از یک مقام آمریکائی در پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، مینویسد یکی از هدف های مانور هوائی اسرائیل ارسال این پیام بود که این کشور در صورت شکست تلاش های دیپلماتیک آمادۀ اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته ای ایران است.

همه نشانه ها حاکی از آن است که در ماههای آینده با جنبه های دیگری از بحران اتمی ایران روبرو خواهیم بود. تشدید محاصره اقتصادی دودش مستقیما به چشم اکثریت مردم کارگر و کم درآمد فرو می رود. در شرایطی که بحران گرانی و کمبود مواد غذایی تا همین اکنون هم عرصه را بر مردم کم درآمد ایران تنگ کرده است. مقررات جدید اتحادیه اروپا وضعیت اقتصادی ایران را وخیمتر خواهد کرد. جمهوری اسلامی که در وحشت خیزشهای مردمی و گسترش جنبشهای اجتماعی به سر میبرد، نگران آن است که با سازش در مقابل غرب فضای رعب وحشتی را که برقرار کرده است و قدرت نماییهایش در مقابل مردم ایران کارائی خود را از دست بدهند. از این رو مقاومت در مقابل درخواست کشورهای غربی مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم، در عین حال زمینه سازی برای مقاومت در مقابل مردم ایران نیز هست. اما اگر این بازی خطرناک رژیم به جنگ ویرانگری در منطقه تبدیل شود، نخستین لطمه آنرا مردمی خواهند خورد که دست اندرکار آماده سازی خود برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی هستند. پروژه های اتمی جمهوری اسلامی چه حتی اگر چنانچه خود ادعا می کند صلح آمیز نیز باشد با توجه به بحرانی که در پیرامون آن ایجاد شده است، کوچکترین ربطی به منافع مردم ایران ندارد و موثرترین راه برای بازداشتن رژیم از ادامه این بازی خطرناک تشدید مبارزه در همه عرصه ها بر علیه جمهوری اسلامی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:33  توسط کارگر  | 

روز اسلامی زن ،" تجلیل" از اسارت و" تبلیغ" برای تسلیم طلبی زنان

تهیه و تنظیم  : علی احمدپور

  تضاد اسلام با حقوق و جایگاه انسانی زنان ، امری است که ریشه در تاروپود اسلام دارد و همزاد و دست ساخت حاکمیت رژیم اسلامی نیست . در ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی نوع جمهوری اسلامی آن ، روز تولد فاطمه دختر پیغمبر مسلمانان ، بفرمان خمینی بعنوان روز زن و روز مادر نامگذاری شده است . جدای از اینکه مردم همچون سایر امور اساسی  هیچ نقشی در تعیین این روز بعنوان روز زن نداشته اند ، این روز نزد مردم هیچ گاه مقبولیت نیافته است ، تنها صدا و سیمای دولتی جمهوری اسلامی و مطبوعات وابسته به آنان و یا آن دسته از مطبوعات که زیر سلطه ارگانهای این رژیم فعالیت می کنند ، ازطریق امواج تبلیغی خود در همراهی با تمامی ارگانهای مادی رژیم ، سعی در جاانداختن این روز بعنوان روز زن داشته اند که تا به امروز نیز توفیقی حاصل نکرده اند. حتی نزد عموم مسلمانان هم توافقی روی اینکه این روز بعنوان روز اسلامی زن تعیین شود، حاصل نشده است . بنابراین این روز تنها روز زن از دیدگاه سران رژیم اسلامی و صدا وسیما و مطبوعات وابسته به آنهاست و بس . یک کاسه کردن روز زن و مادر در واقع تنزل دادن مقام انسانی زن و به فراموشی سپردن مسئله زن است ، این دیدگاه رنج و ستمی که تحت لوای نقش مادر و همسر و انواع القاب و صفات گوناگون به زنان وارد می آید را ، به رسمیت می شناسد و در بهترین حالت آنرا نادیده می گیرد . مادر بودن ، یکی از وجوه زندگی زنان (البته نه همه زنها ) است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 0:40  توسط کارگر  | 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران درباره اوضاع دانشگاه صنعتی شریف      
۰۵ تير ۱۳۸۷
Wednesday, 25 June 2008

بنا به اخبار دریافتی در آستانه تعطیلی دانشگاهها و همینطور موج جدید برخورد با فعالین دانشجویی، پای انجمن اسلامی دانشجویان «مستقل!!؟؟» به دانشگاه صنعتی شریف هم باز شده  و چند نفری از عوامل  شناخته شده این مجموعه به دنبال دریافت مجوز تاسیس شعبه ای در این دانشگاه هستند. تشکیل انجمن های اسلامی «مستقل» یکی از ترفند های امنیتی برای جریان سازی موازی در مقابل گروههای دانشجویی چپگرا است که شاخص ترین آنها  جریان دانشجویان آزادیخواه وبرابری دانشگاههای ایران است. این انجمن همینطور در مقابل انجمن های اسلامی وابسته به تحکیم وحدت( جریان راست) نیز اعلام موضع داشته است!!

طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت هم در آن زمان با انگیزه مقابله با رادیکالیسم دانشجویی تشکیل شد و به عنوان «بسیجی مخفی» وظایفش را به خوبی انجام داد. در حال حاضر تنها گروههای دانشجویی چپگرا موسم به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران علیرغم بازداشت های گسترده سال گذشته به فعالیت علنی و عینی خود ادامه می دهند به علاوه آنکه فقط دو انجمن اسلامی وابسته به دفتر تحکیم وحدت، در سراسر کشور به صورت قانونی فعالیت می کنند:  یکی انجمن دانشگاه صنعتی شریف و دیگری انجمن دانشگاه تربیت مدرس. قابل توجه است که هنوز فعالین جریان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای ایران از زیر ضرب برخوردهای ناشیانه حراست و دستگاه اطلاعاتی بیرون نیامده و گروههای دانشجویی وابسته  به این جریان در شهرستانها  نیز مورد تعرض قرار می گیرند، اما با این حال خواست دانشجویان سراسر دانشگاههای ایران مبنی بر استعفای وزیر علوم و همچنین تغییرات اساسی در برخورد با فعالیتهای دانشجویی و ...  همچنان بر جای خود باقیست و رسیدن به این مطالبات واضح و روشن مانع عقب نشینی از مواضع  اعلام شده حرکتهای دانشجویی  نمی گردد. 

در ادامه این کشمکش سیاسی و صنفی باید دید که دانشجویان صنعتی شریف می توانند این توطئه جدید امنیتی را خنثی کرده و مانع شکل گیری گروههای پلیسی و شبه نظامی در دانشگاه شوند. انجمن اسلامی دانشجویان مستقل (که آنچه ندارد استقلال است) در دو سال گذشته از عوامل اصلی اجرای دستورات سپاه برای حمله به سفارتخانه های خارجی (دانمارک، هلند و انگلیس) در تهران بوده است و در راستای سیاست های احمدی نژاد و فرماندهان سپاه مکرر برای عملیات استشهادی در اسرائیل  و پیوستن به حزب الله لبنان تبلیغ کرده است.

دانشجویان دانشگاه شریف معتقدند که اتفاقات اخیر این دانشگاه از طرف «ملاباشی» نماینده وزارت علوم در دانشگاه هدایت شده و تمام تلاش وی، به تشنج کشیدن فضای دانشگاه است تا از نفوذ هیات علمی دانشگاه بکاهد و اختیار کار را به دست «وزارتخانه» بدهد.

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران، دانشجویان این دانشگاه را به دخالت جدی در این موضوع فرا می خواند و اعلام می کند اقدامات صورت گرفته وزارت علوم ادامه سیاستهای پلیسی دولت احمدی نژاد و دستگاه قضایی است که می بایست به شدت با آن مقابله شود. تعطیلی دانشگاهها نباید  نهایتا به کنار کشیدن از صحنه مقاومت علیه ارتجاع تمام شود چرا که دستگاه پلیس در تمام مدت تعطیلی دانشگاهها مشغول به دسیسه چینی و فعالیت اطلاعاتی علیه فعالین دانشجویی است.

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 13:33  توسط کارگر  | 

بحران كمونيستهاي كارگري برآيند كدام واقعيت  ؟

 

لنا  

 

1. حزب كمونيست كارگري در چه فضايي شكل گرفت؟

 

بيش از يك دهه قبل منصور حكمت مقالات "حزب و قدرت سياسي" ،"حزب و جامعه" ،"حزب شخصيتها"و"سناريوي سياه و سفيد " را نوشت. در آن زمان كه اين مقاله ها نوشته شد، بسياري از جريانات سياسي يا متلاشي شده بودند و يا شديدا دچار تشتت شده و يا به حاشيه رفته بودند. احزاب و گروههاي سياسي غير كارگري كه افقشان انقلاب سوسياليستي نبود و در تو در توهاي دنياي سرمايه داري گرفتار مانده بودند و در جريان سركوب هاي وحشيانه و همه جانبه رژيم ضربه پذيرتر بودند. در دو دهه سياه 60 و 70 گرايش سوسياليستي كه از درون سازمان پيكار و رزمندگان بيرون آمده بود، و آلترناتيو سوسياليستي را در مقابل سوسياليسمهاي خرده بورژوايي و انواع هواداران انقلاب دمكراتيك قرار مي داد، نتوانست به خود انسجام دهد و به شكل محافل پراكنده و ارتباطات نا منظم عمل مي نمود. نا توانايي آنها در غلبه بر بحران و ضربات پي در پي رژيم آنها را بيش از پيش تضعيف نمود و بر اين مبنا قادر نبودند تا در عرصه جنبش عرض اندام نمايند. در واقع آنها بيشتر در زندان نظرات خود را اشاعه و بسط دادند و آن نظرات در بيرون زندان انعكاس نداشت. تجمع كادرهاي كمونيست در زندان بحث انقلاب سوسياليستي و ساختار اقتصادي را دامن زده بود. رفقا رضا قريشي، عباس رئيسي، حميد حيدري، عليرضا زمرديان، جعفر مقامي و مير شمس ابراهيمي كه از جمله چهره هاي برجسته اين گرايش بودند به همراه بسياري ديگر از رفقايشان و ديگر زندانيان سياسي در سال 67 به خيل عظيم جانباختگان پيوستند و در خاوران و ديگر مناطق ايران به خواب ابدي فرو رفتند.

در آن دوران حزب كمونيست ايران از سويي با ناسيوناليسم دروني (گرايش عبدالله مهتدي) دست به گريبان بود و از سوي ديگر به دليل انشعاب و بيرون رفتن اكثريت كادرها كه حزب كمونيسم كارگري را ايجاد كرده بودند، تضعيف شده بود.

براي يك دوره حزب كمونيست كارگري كه از انسجام نظري بيشتري نسبت به ديگر جريانات بر خوردار بود، و از درون نيز تضادها و تقابل دو گرايش سوسياليستي و آوانتوريستي بر آمد نكرده بود نسبت به ديگر گرايشات دست بالا را داشت. اما آنچه باعث ميگرديد كه اين حزب در آن دوران رشد نمايد بيشتر به دليل فقدان گرايش سوسياليستي در عرصه جنبش كارگري بود. طيف وسيع روشنفكران سياسي كه در جريان سركوبها ي دهه 60 سرگردان شده بودند به خارج مي رفتند و بسياري از آنها جذب حزب كمونيسم كارگري مي شدند. و بر اين مبنا اين حزب در خارج كشور به سرعت در حال رشد بود. تشكيلات عريض و طويل اين حزب در خارج كشور هيچ تناسبي با وضعيت آن در جنبش كارگري ايران نداشت و همين مسئله به سرعت زمينه ساز بسياري از مباحثي شد كه بعدها منصور حكمت آنها را مطرح نمود. در واقع حزبي شكل گرفته بود كه در خارج كشور تعداد زيادي كادر و عضو داشت ولي در داخل كشور فعاليت محسوسي نداشت. نوع نگاه و سازماندهي كه عمدتا خارج كشوري بود و هيچ بحث و مانعي براي آن وجود نداشت، اين حزب را بيش از پيش به حزبي خارج كشوري تبديل نمود. بسياري از فعالين سياسي كه هر كدام به نوبه و در حد خود مي توانستند در جنبش كارگري و يا در ميان مردم موثر باشند راه خارج كشور را در پيش گرفتند و در نتيجه جنبش كارگري را هر چه بيشتر از فعالين سياسي خالي نمودند.

در دوران استبداد تزاري در روسيه نيز رهبران بلشويكها و لنين در خارج كشور بودند و اين ضرورت تداوم و ادامه كاري آنها بود. اما بدنه بلشويكها و حتي بسياري از كادر ها و فعالينشان همواره در جنبش كارگري و در داخل كشور حضور داشتند. به عبارتي ديگر فقط تعدادي معدود و بر اساس لزوم  در خارج كشور زندگي مي كردند و بقيه در بطن مبارزه طبقاتي قرار داشتند. اما موقعيت حكك كاملا متفاوت و برعكس بود

درنتيجه چنين شرايط و فضايي بود كه در خارج كشور مراسمهاي و ميتينگهاي پر شور و حرارت برگزار مي گرديد واغراق و فاصله گرفتن از روند جاري مبارزه طبقاتي وسطح آن كه ارضا كننده بسياري از روشنفكران خرده بورژواست آغاز گرديد. در چنين حال و هوايي بود كه حكمت با آب و تاب شرايطي را ترسيم مي كرد كه گويي جامعه در آستانه تحول و انقلاب قرار دارد ورژيم هر آن در آستانه سرنگوني است، در صورتي كه سطح مبارزه طبقاتي كارگران با اين گفتار فاصله زيادي داشت و هنوز ركود بر جنبش حاكم بود. در چنين وضعيتي به طورطبيعي ممكن نبود نمودهاي واقعي و آماري از جنبش كارگري نشان داد كه بيانگر وضعيت انقلابي باشند. وضعيت انقلابي طبقه كارگر نياز به نمود هزاران اعتصاب و تجمع داشت. وضعيت انقلابي از جمله ويژگي هايش حضور اكثريت طبقه كارگر در عرصه مبارزه عملي با مطالبات سرنگوني خواهي است. بخشهاي مختلف كارگران از مبارزات يكديگر حمايت مي نمايند و حكومت توان حاكميت مثل گذشته را ندارد. بنا بر اين به هيچ وجه ممكن نبود چنين شرايطي را نشان داد و بر اين مبنا در كنار اغراق در مورد وضعيت مبارزه طبقاتي نظريات ديگري نيز لازم بود و در اين راستا مقالات "حزب و قدرت سياسي"، "حزب و جامعه"،  "حزب شخصيتها" و "سناريوي سياه و سفيد" و... نوشته شد. براي تداوم اين فضا در اين مقالات بحثهايي مطرح شد كه ظاهرا ثابت مي نمود نيازي نيست تا به انتظار انقلاب كارگري بنشينيم، ميتوان با پنج درصد جامعه وحتي بسيار كمتر از آن  قدرت را گرفت. اين بحث كه نقطه مقابل ماركسيسم انقلابي و بروز بارز آوانتوريسم بود، نياز به چاشني هاي ديگري براي مقبوليت داشت. بايد نشان داده مي شد كه همان پنج درصد ويا كمتر وجود دارند و آنها در حزب كمونيسم كارگري هستند. در نتيجه نياز به بزرگ نمايي حزب وجود داشت. در اين رابطه بحثهاي مفصلي به راه افتاد تا ثابت كند كه بزرگترين و فعالترين آلترناتيو حزب كمونيسم كارگري است. با آب و تاب بسيار در خارج سروصدا راه انداخته شد و براي پروسه بزرگ نمايي چند سال نيرو صرف گرديد. در خارج كشور انواع مراسمهاي تهيیجي و پر سرو صدا برگزار مي گرديد و چنان جلوه داده مي شد كه حزب كمونيسم كارگري در داخل كشور هزاران هوادار و فعال دارد. هر حركتي بايد به حزب نسبت داده مي شد و در اين راه برخوردهاي غير دمكراتيك، خبر سازي، اغراق و... بسياري انجام گرفت كه همه از كم و كيف آن با خبريم. حتي در بسياري از موارد كار به بر هم زدن واخلال در مراسمهايي كه وابسته به حزب كمونيسم كارگري نبود مي كشيد. مثل مراسم اول ماه مه جاده قديم كرج و يا بسياري از مراسمهاي خارج كشور. بنا بر اين شيوه تبليغ حزب شكل بسيار آنارشيستي و غير دمكراتيك شد. همه اينها ضرورت فضا سازي بود كه از آن ياد شد و در كوتاه مدت نيز روشنفكران خارج كشوري حزب كه به هر شكل از واقعيات جاري مبارزه طبقاتي در ايران دور بودند را تحت تاثير قرار مي داد و ميتوانست دنياي مجازي بوجود بياورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 15:19  توسط کارگر  | 

بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران درباره وقايع اخير دانشگاه زنجان

     
۰۱ تير ۱۳۸۷
Saturday, 21 June 2008

وقايع اخير دانشگاه زنجان در هفته گذشته در پي تعرض، معاونت دانشجويي دانشگاه به يكي از دانشجويان دختر موجب به برگزاري اعتراضات دانشجويان زنجان در برابر اين واقعه و ديگر خواسته هاي بر حق دانشجويان گشته است.

دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب دانشگاههای ایران، ضمن ابراز تاسف عميق از رفتار غير قابل اغماض مسوول مربوطه نسبت به اين دانشجو و هتك حرمت و زير سوال رفتن سلامت فضاهاي آموزشي كشور، حمايت پيگير خويش را از دانشجويان دانشگاه آزاد زنجان اعلام مي دارد و خود را در صف اعتراضي آنان شريك مي داند.

اما قابل توجه است آنچه که در این بین مورد توجه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران قرار گرفته، موضوع قابل تامل بازداشت دختر دانشجوی مورد تعرض قرار گرفته دانشگاه زنجان است. بدون شک هيچ اقدامی  بيش از اين، وارونگي  ساز و كار رسيدگي به حقوق شهروندي را عیان نمي كند، در حالی که این دانشجو قرباني نا امني محيط هاي آموزشي براي دختران و زنان شده است، خود مورد بازخواست قرار گرفته و راهی بازداشتگاه می شود. در این بین، سيستم آموزشي نه تنها راه حلي در برابر اين مساله بغرنج قرار نمي دهد بلكه اساسا قبل از هر چیز، با گزینش چنین افراد فاسدی در مجموعه کاری خود، همچون دیگر دستگاههای دولتی و قضایی که معیار حضورشان نه پشتوانه علمی و صلاحیت اخلاقی بلکه التزام به دستگاه قدرت است، بخشي از صورت مساله جدی برای  جامعه دانشگاهی شده اند و راهکار دیگری برای دانشجویان جز پیگیری اعتراضات و انعکاس اخبار به منظور به قضاوت گذاردن افکار عمومی،  در مقابل این حمله دستگاه قدرت، باقی نمی گذارند. بی تردید خواست دانشجويان دانشگاه آزاد زنجان كه با صراحت  تمام و با به تعطيلي كشاندن امتحانات در تحصن چند روزه خود خواستار استعفاي نداف رئيس دانشگاه و وزير علوم پا فشاره كرده بودند همچنان با قوت تمام قابل پیگیری است و مطالبه آزادی این دختر دانشجو علیرغم تمام فشارهای پلیسی غیر قابل عقب نشینی است .

از آنجا كه همچنان تحكيم وحدت و انجمن اسلامي در برابر اين رخداد اسف بار سكوت اختيار كرده اند، ما دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب كه همواره دين بزرگي به جنبش دانشجويي ايران در برابر احقاق حقوق خود داشته ايم، ضمن ابراز حمايت از سنگري كه دانشجويان در دانشگاه زنجان بنا كرده اند، خواستار فوري رفع بازداشت و اعاده حيثيت از دانشجوي دختر و همچنين جز به جزء كليه خواسته هاي دانشجويان هستيم. و تا آخرين لحظه خود را در اين سنگر شريك مي دانيم.

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 0:54  توسط کارگر  | 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت کنونی جنبش دانشجویی و مباحثات اخیر در چپ دانشجویی 

 

1 )

اتفاقات آذرماه سال گذشته و ضربه گسترده  نیروهای امنیتی  نتایج متناقضی را برای چپ دانشجویی به بار آورده است : از یکسو این ضربات به ضربه خوردن و عقب نشینی ملموس چپ ( به طور مشخص در تهران ( منجر شده است و از سویی دیگر با آشکار نمودن بخشی از پتانسیلهای گسترده اما نهفته چپ ( به ویژه در شهرستانها ) نشان داد که بستر و زمینه عینی برای تفکر و جنبش سوسیالیستی در ایران فراهم شده است که جلوه هایی  از آن را می توان در اعلام موجودیت محافل و کانونهای چپ در مراکز دانشجویی  و بین فعالین اجتماعی در شهرستانها مشاهده نمود . این نتیج متناقض به ایجاد نوعی ناموزونی ، پراکندگی و آشفتگی در کلیت حرکت نسل جدید چپ در ایران منجر شده است . دستاوردهای دموکراتیکی که چپ ظرف مدت نسبتا کوتاهی به حکومت تحمیل نموده بود از دست رفته است و این مهمترین بعد عقب نشینی ناشی از ضربه آذر ماه سال گذشته و محتوای اصلی آن است . گیجی و سر در گمی موجود بین فعالین چپ در تهران ( که خواه ناخواه بمثابه راس و سر هر جریانی شناخته می شوند و سابقه بیشتری دارند )  و پرانرژی ولی نوپا بودن چپ در شهرستانها ( به همراه کم تجربگی ای که همزاد هر حرکت نوپایی است ) و فقدان مکانیزم جاافتاده و شناخته شده ای برای تاثیر گذاری این دو  بخش بر هم از بروزات چنین ناموزونی است . به هر حال دستیابی به تحلیل جامع ، منسجم و روشنی ازکارنامه و تجربه چند سال گذشته چپ ( به طور مشخص در تهران ) و علل عقب نشینی تحمیل شده که خطوط اصلی چشم انداز استراتژیک آینده را نیز روشن خواهد ساخت  از ملزومات آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ ، کسب اعتماد توده دانشجو و به دست آوردن مجدد درجه ای از آزادیهای دموکراتیک است . در یک ماه اخیر بحثهای مفید و مثبتی در این زمینه آغاز شد که با ایجاد جنجالهای کاذب از سوی جمعی از هوچی گران سکتاریست مواجه شد . جماعتی که نفع خود و فرقه متبوعه خویش را در شفاف نشدن جریانات و مباحثات می دانند و بعضا با اعمال سکتاریستی خود از زمینه سازان وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند آگاهانه از پیشبرد چنین بحثهایی در یک فضای سالم و مثبت جلوگیری می کنند . چپ دانشجویی ( از گرایشهای گوناگون ) باید اهمیت و ضرورت این مساله را بپذیرد که گذار از این مرحله و برداشتن گامهای بعدی جز با تحلیل شفاف و بی تخفیف کارنامه گذشته چپ ممکن نیست . آنهایی که طرح هر انتقادی به یک گرایش خاص در چپ دانشجویی و عملکرد آن در سالهای گذشته را به " در خط وزارت اطلاعات " بودن تعبیر می کنند ، آنهایی که در دوره گذشته به فعالیتهای ضد جنبشی به نفع یک فرقه سیاسی خاص اشتغال داشته اند و از زمینه سازان اصلی وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند نفع شخصی و فرقه ای خویش را در درجا زدن چپ در یک نقطه می بینند . این افراد و گرایشها بنا بر مصالح سیاسی نسل جدید چپ  می بایست افشا و منزوی گردند .  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:5  توسط کارگر  |