حلقه محاصره اقتصادی و دیپلوماتیک به دور رژیم جمهوری اسلامی تنگتر می شود

در ادامه تشدید فشارها بر رژیم جمهوری اسلامی برای توقف غنی سازی، اقدامات عملی کشورهای غربی، همزمان جنگ لفظی و تبلیغاتی از هر دو سو شدت یافته است. "خاویر سولانا"، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در گفتگو با خبرنگاران در "ژنو" گفت: کشورهای عضو گروه 5+1 با در پیش گرفتن سیاست تحریم و مذاکره تلاش خواهند کرد تا جمهوری اسلامی را به توقف غنی سازی اورانیوم وادار کنند.مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت: مقامات حکومت ایران اعلام کردند که بسته پیشنهادی گروه 5+1 را بررسی و به زودی به ما پاسخ خواهند داد، اما تاکنون جوابی دریافت نکرده ایم.در همان حال "دیوید میلیبند"، وزیر امور خارجه بریتانیا، در مطلبی که در روزنامه "هرالد تریبون"منتشر شده، به جمهوری اسلامی هشدار داده است که در صورت نپذیرفتن درخواست جامعه بین المللی برای توقف غنی سازی اورانیوم، با انزوای سیاسی و تحریم های اقتصادی بیشتر مواجه خواهد شد. وزیر امور خارجه بریتانیا گفته است: رویکرد دیپلماتیک باید نتیجه دهد، چرا که جایگزین های آن هولناک خواهند بود.
از طرفی دیگر "علی لاریجانی" رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنشی تند به تشدید تحریمها علیه ایران از سوی اتحادیه اروپا، گفت: اگر کشورهای غربی روش کنونی خود را ادامه دهند به زودی در مقابل عمل انجام شده قرار خواهند گرفت.رئیس مجلس شورای اسلامی، ضمن اشاره به اظهارات"محمد برادعی" که گفته بود تهدیدات نظامی، حکومت ایران را برای دستیابی به سلاح هسته ای ترغیب می کند، گفت: کشورهای غربی باید هشدار "محمد برادعی" را جدی بگیرند. "علی لاریجانی"، خطاب به اعضای گروه 5+1 گفت: فرصت کوتاهی برای تعامل و همکاری باقی مانده است، به شما توصیه می کنیم هشدارهای "برادعی" را جدی بگیرید و دنبال تحریک جمهوری اسلامی نباشید. در غیر این صورت در مقابل عمل انجام شده ای قرار می گیرید که راه بازگشت به تعامل برایتان سد خواهد شد.در کنار این جنگ تبلیغاتی اتحادیه اروپا مجازاتهای اقتصادی جدیدی را بر علیه جمهوری اسلامی تصویب کرده است. در همان حال تاکید شده است که روند تشدید تحریمها ادامه خواهد یافت. همزمان
مطبوعات آمریکا در روز جمعه به نقل از مسئولان این کشور نوشتند که مانورهای نظامی اسرائیل در اوائل ماه ژوئن ظاهراً در تدارک حمله به تأسیسات هسته ای رژیم جمهوری اسلامی ایران بود. روزنامۀ نیویورک تایمز در شمارۀ روز (جمعه) 20 ژوئن خود می نویسد بیش از صد فروند جنگندۀ اف- ١٦ و اف- ١٥ ارتش اسرائیل در این مانورها برفراز بخش جنوبی دریای مدیترانه و یونان شرکت کردند. این روزنامه به نقل از مقامات آمریکائی می افزاید هدف از برگزاری این مانورها آماده کردن ارتش برای حمله به هدف هائی در دوردست ونشان دادن عمق نگرانی اسرائیل از بلند پروازی های هسته ای رژیم ایران است. این روزنامه به نقل از یک مقام آمریکائی در پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، مینویسد یکی از هدف های مانور هوائی اسرائیل ارسال این پیام بود که این کشور در صورت شکست تلاش های دیپلماتیک آمادۀ اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته ای ایران است.
همه نشانه ها حاکی از آن است که در ماههای آینده با جنبه های دیگری از بحران اتمی ایران روبرو خواهیم بود. تشدید محاصره اقتصادی دودش مستقیما به چشم اکثریت مردم کارگر و کم درآمد فرو می رود. در شرایطی که بحران گرانی و کمبود مواد غذایی تا همین اکنون هم عرصه را بر مردم کم درآمد ایران تنگ کرده است. مقررات جدید اتحادیه اروپا وضعیت اقتصادی ایران را وخیمتر خواهد کرد. جمهوری اسلامی که در وحشت خیزشهای مردمی و گسترش جنبشهای اجتماعی به سر میبرد، نگران آن است که با سازش در مقابل غرب فضای رعب وحشتی را که برقرار کرده است و قدرت نماییهایش در مقابل مردم ایران کارائی خود را از دست بدهند. از این رو مقاومت در مقابل درخواست کشورهای غربی مبنی بر توقف غنی سازی اورانیوم، در عین حال زمینه سازی برای مقاومت در مقابل مردم ایران نیز هست. اما اگر این بازی خطرناک رژیم به جنگ ویرانگری در منطقه تبدیل شود، نخستین لطمه آنرا مردمی خواهند خورد که دست اندرکار آماده سازی خود برای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی هستند. پروژه های اتمی جمهوری اسلامی چه حتی اگر چنانچه خود ادعا می کند صلح آمیز نیز باشد با توجه به بحرانی که در پیرامون آن ایجاد شده است، کوچکترین ربطی به منافع مردم ایران ندارد و موثرترین راه برای بازداشتن رژیم از ادامه این بازی خطرناک تشدید مبارزه در همه عرصه ها بر علیه جمهوری اسلامی است.
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 13:33 توسط کارگر
|
بحران كمونيستهاي كارگري برآيند كدام واقعيت ؟
لنا
1. حزب كمونيست كارگري در چه فضايي شكل گرفت؟
بيش از يك دهه قبل منصور حكمت مقالات "حزب و قدرت سياسي" ،"حزب و جامعه" ،"حزب شخصيتها"و"سناريوي سياه و سفيد " را نوشت. در آن زمان كه اين مقاله ها نوشته شد، بسياري از جريانات سياسي يا متلاشي شده بودند و يا شديدا دچار تشتت شده و يا به حاشيه رفته بودند. احزاب و گروههاي سياسي غير كارگري كه افقشان انقلاب سوسياليستي نبود و در تو در توهاي دنياي سرمايه داري گرفتار مانده بودند و در جريان سركوب هاي وحشيانه و همه جانبه رژيم ضربه پذيرتر بودند. در دو دهه سياه 60 و 70 گرايش سوسياليستي كه از درون سازمان پيكار و رزمندگان بيرون آمده بود، و آلترناتيو سوسياليستي را در مقابل سوسياليسمهاي خرده بورژوايي و انواع هواداران انقلاب دمكراتيك قرار مي داد، نتوانست به خود انسجام دهد و به شكل محافل پراكنده و ارتباطات نا منظم عمل مي نمود. نا توانايي آنها در غلبه بر بحران و ضربات پي در پي رژيم آنها را بيش از پيش تضعيف نمود و بر اين مبنا قادر نبودند تا در عرصه جنبش عرض اندام نمايند. در واقع آنها بيشتر در زندان نظرات خود را اشاعه و بسط دادند و آن نظرات در بيرون زندان انعكاس نداشت. تجمع كادرهاي كمونيست در زندان بحث انقلاب سوسياليستي و ساختار اقتصادي را دامن زده بود. رفقا رضا قريشي، عباس رئيسي، حميد حيدري، عليرضا زمرديان، جعفر مقامي و مير شمس ابراهيمي كه از جمله چهره هاي برجسته اين گرايش بودند به همراه بسياري ديگر از رفقايشان و ديگر زندانيان سياسي در سال 67 به خيل عظيم جانباختگان پيوستند و در خاوران و ديگر مناطق ايران به خواب ابدي فرو رفتند.
در آن دوران حزب كمونيست ايران از سويي با ناسيوناليسم دروني (گرايش عبدالله مهتدي) دست به گريبان بود و از سوي ديگر به دليل انشعاب و بيرون رفتن اكثريت كادرها كه حزب كمونيسم كارگري را ايجاد كرده بودند، تضعيف شده بود.
براي يك دوره حزب كمونيست كارگري كه از انسجام نظري بيشتري نسبت به ديگر جريانات بر خوردار بود، و از درون نيز تضادها و تقابل دو گرايش سوسياليستي و آوانتوريستي بر آمد نكرده بود نسبت به ديگر گرايشات دست بالا را داشت. اما آنچه باعث ميگرديد كه اين حزب در آن دوران رشد نمايد بيشتر به دليل فقدان گرايش سوسياليستي در عرصه جنبش كارگري بود. طيف وسيع روشنفكران سياسي كه در جريان سركوبها ي دهه 60 سرگردان شده بودند به خارج مي رفتند و بسياري از آنها جذب حزب كمونيسم كارگري مي شدند. و بر اين مبنا اين حزب در خارج كشور به سرعت در حال رشد بود. تشكيلات عريض و طويل اين حزب در خارج كشور هيچ تناسبي با وضعيت آن در جنبش كارگري ايران نداشت و همين مسئله به سرعت زمينه ساز بسياري از مباحثي شد كه بعدها منصور حكمت آنها را مطرح نمود. در واقع حزبي شكل گرفته بود كه در خارج كشور تعداد زيادي كادر و عضو داشت ولي در داخل كشور فعاليت محسوسي نداشت. نوع نگاه و سازماندهي كه عمدتا خارج كشوري بود و هيچ بحث و مانعي براي آن وجود نداشت، اين حزب را بيش از پيش به حزبي خارج كشوري تبديل نمود. بسياري از فعالين سياسي كه هر كدام به نوبه و در حد خود مي توانستند در جنبش كارگري و يا در ميان مردم موثر باشند راه خارج كشور را در پيش گرفتند و در نتيجه جنبش كارگري را هر چه بيشتر از فعالين سياسي خالي نمودند.
در دوران استبداد تزاري در روسيه نيز رهبران بلشويكها و لنين در خارج كشور بودند و اين ضرورت تداوم و ادامه كاري آنها بود. اما بدنه بلشويكها و حتي بسياري از كادر ها و فعالينشان همواره در جنبش كارگري و در داخل كشور حضور داشتند. به عبارتي ديگر فقط تعدادي معدود و بر اساس لزوم در خارج كشور زندگي مي كردند و بقيه در بطن مبارزه طبقاتي قرار داشتند. اما موقعيت حكك كاملا متفاوت و برعكس بود.
درنتيجه چنين شرايط و فضايي بود كه در خارج كشور مراسمهاي و ميتينگهاي پر شور و حرارت برگزار مي گرديد واغراق و فاصله گرفتن از روند جاري مبارزه طبقاتي وسطح آن كه ارضا كننده بسياري از روشنفكران خرده بورژواست آغاز گرديد. در چنين حال و هوايي بود كه حكمت با آب و تاب شرايطي را ترسيم مي كرد كه گويي جامعه در آستانه تحول و انقلاب قرار دارد ورژيم هر آن در آستانه سرنگوني است، در صورتي كه سطح مبارزه طبقاتي كارگران با اين گفتار فاصله زيادي داشت و هنوز ركود بر جنبش حاكم بود. در چنين وضعيتي به طورطبيعي ممكن نبود نمودهاي واقعي و آماري از جنبش كارگري نشان داد كه بيانگر وضعيت انقلابي باشند. وضعيت انقلابي طبقه كارگر نياز به نمود هزاران اعتصاب و تجمع داشت. وضعيت انقلابي از جمله ويژگي هايش حضور اكثريت طبقه كارگر در عرصه مبارزه عملي با مطالبات سرنگوني خواهي است. بخشهاي مختلف كارگران از مبارزات يكديگر حمايت مي نمايند و حكومت توان حاكميت مثل گذشته را ندارد. بنا بر اين به هيچ وجه ممكن نبود چنين شرايطي را نشان داد و بر اين مبنا در كنار اغراق در مورد وضعيت مبارزه طبقاتي نظريات ديگري نيز لازم بود و در اين راستا مقالات "حزب و قدرت سياسي"، "حزب و جامعه"، "حزب شخصيتها" و "سناريوي سياه و سفيد" و... نوشته شد. براي تداوم اين فضا در اين مقالات بحثهايي مطرح شد كه ظاهرا ثابت مي نمود نيازي نيست تا به انتظار انقلاب كارگري بنشينيم، ميتوان با پنج درصد جامعه وحتي بسيار كمتر از آن قدرت را گرفت. اين بحث كه نقطه مقابل ماركسيسم انقلابي و بروز بارز آوانتوريسم بود، نياز به چاشني هاي ديگري براي مقبوليت داشت. بايد نشان داده مي شد كه همان پنج درصد ويا كمتر وجود دارند و آنها در حزب كمونيسم كارگري هستند. در نتيجه نياز به بزرگ نمايي حزب وجود داشت. در اين رابطه بحثهاي مفصلي به راه افتاد تا ثابت كند كه بزرگترين و فعالترين آلترناتيو حزب كمونيسم كارگري است. با آب و تاب بسيار در خارج سروصدا راه انداخته شد و براي پروسه بزرگ نمايي چند سال نيرو صرف گرديد. در خارج كشور انواع مراسمهاي تهيیجي و پر سرو صدا برگزار مي گرديد و چنان جلوه داده مي شد كه حزب كمونيسم كارگري در داخل كشور هزاران هوادار و فعال دارد. هر حركتي بايد به حزب نسبت داده مي شد و در اين راه برخوردهاي غير دمكراتيك، خبر سازي، اغراق و... بسياري انجام گرفت كه همه از كم و كيف آن با خبريم. حتي در بسياري از موارد كار به بر هم زدن واخلال در مراسمهايي كه وابسته به حزب كمونيسم كارگري نبود مي كشيد. مثل مراسم اول ماه مه جاده قديم كرج و يا بسياري از مراسمهاي خارج كشور. بنا بر اين شيوه تبليغ حزب شكل بسيار آنارشيستي و غير دمكراتيك شد. همه اينها ضرورت فضا سازي بود كه از آن ياد شد و در كوتاه مدت نيز روشنفكران خارج كشوري حزب كه به هر شكل از واقعيات جاري مبارزه طبقاتي در ايران دور بودند را تحت تاثير قرار مي داد و ميتوانست دنياي مجازي بوجود بياورد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 15:19 توسط کارگر
|
سپاه پاسداران حکومت اسلامی - این نیروی تروریستی مخوف؟! (3)
بهرام رحمانی
بخش سوم
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
واحد اطلاعاتی و وزارت اطلاعات
نیروی بسیج
تسلط سپاه بر صنایع حساس کشور و بنیه مالی آن
سایه سنگین نظامیان در کابینه احمدی نژاد و مجلس و ...
مصطفی محمد نجار، وزیر دفاع
صادق محصولی، وزیر نفت پیشنهادی احمدی نژاد
فساد و اختلاس اقتصادی در دستگاه حکومت اسلامی
ادعاهای فرمانده کل سپاه پاسداران در مورد قدرت تجهیزات نطامی سپاه
بودجه نهادهای سیاسی - تبلیغی مذهبی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 21:31 توسط کارگر
|
انقلاب 57 و عزاداری سلطنت طلبان
بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu
در آستانه بیست و نهمین سالگرد انقلاب بهمن 1357 مردم ایران، قبل از هر بحثی ضروری است که یاد همه عزیزانی که در راه آزادی و برابری و عدالت اجتماعی در حکومت پهلوی و در انقلاب 57 و در حکومت اسلامی جان باختند را گرامی بداریم! بهترین یاد زنده نگاه داشتن خاطره این عزیزان، ادامه و پیگیری هر چه جدی تر مبارزه آن ها در راه آزادی، برابری و سوسیالیسم، برپایی جامعه ای است که در آن، حرمت و موجودیت انسان بالاتر از هر مسئله و مصلحت اقتصادی و سیاسی حکومت مورد توجه قرار گیرد.
واژه انقلاب معنی و مفهوم بسیار گسترده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی عمیق و با ارزشی دارد. هر چند حکومت اسلامی و به طور کلی جریانات رنگارنگ بورژوازی آن را خدشه دار کرده است. انقلاب به معنی دگرگونی عمیق و واژگون کردن حکومتی که بر علیه منافع مردم عمل می کرده است. و برپایی حکومتی که منافع توده های مردم را تامین کند و در کنترل مردم و خدمت گزار مردم باشد نه مافوق مردم. انقلاب یعنی بر چیدن بساط تبعیض و نابرابری، ظلم و ستم، سانسور و اختناق و برقراری یک جامعه آزاد، برابر، عادلانه و مرفه.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 16:11 توسط کارگر
|
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در باره
مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی
مضحکه انتخاباتی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در راه است. این " انتخابات" قرار است در روز 24 اسفند ماه 1386 برابر چهارده مارس 2008 برگزار شود.
در حالی که نیروهای اصلاح طلب درون حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب کرسی های بیشتر در پارلمان اسلامی به تکاپو افتاده اند، و اپوزیسیون لیبرال رژیم، از حزب توده و سازمان اکثریت گرفته تا جمهوری خواهان همه به یک "انتخابات آزاد" امید بسته بودند تا از طریق راه یابی اصلاح طلبان به مجلس بار دیگر امید به اصلاح رژیم از درون را در دلها پرورده کنند، موج گسترده رد صلاحیت ها همه این تلاش و امیدها را بر باد داده است.
این تلاش و امیدها در حالی است که سید محمد خاتمی روند " انتخابات" را فاجعه بار خوانده است و از سوی دیگر موسوی لاری، وزیر کشور سابق در دولت خاتمی و دبیرائتلاف اصلاح طلبان که از 21 گروه اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت اسلامی تشکیل شده است در این زمینه اظهار داشته است که رد صلاحیت اصلاح طلبان به قدری وسیع و گسترده بوده است، که تعداد کافی داوطلب اصلاح طلب برای شرکت در رقابت های انتخاباتی 290 کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی باقی نمانده است.
بدنبال این رد صلاحیت های گسترده، سید محمد خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی برای چاره جویی و برون رفت از بن بست، در شرایطی که کل موقعیت نظام جمهوری اسلامی را بحرانی ونگران کننده می بینند، به حضور خامنه ای رفته و سیاست "چانه زنی در بالا" و "خفه شدن در پایین" را در پیش گرفته اند.
جدال و کشمکش بر سر کسب کرسی های مجلس و روند تجدید آرایش سیاسی جناح ها و نیروهای درون حاکمیت جمهوری اسلامی در حالی است که تشدید بحران اقتصادی، تورم سر سام آور و عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی در جامعه، سران رژیم را از عواقب و پیامدهای آن به شدت نگران ساخته است.
رد صلاحیت های گسترده از جانب جناح احمدی نژاد که به پشتیبانی نیروهای سپاه پاسدارن، بسیج و دسته های اوباش و چماقدار متکی است نشان از آن دارد که رژیم جمهوری اسلامی در این دوره قبل از آنکه به فکر بازار گرمی برای "انتخابات" و کشاندن مردم به پای صندوق های رای باشد، یک کاسه کردن کامل قدرت برای مقابله با خطر پیشروی جنبش های پایدار اجتماعی را در دستور قرار داده است.
در شرایطی که نرخ گرانی و تورم افسار گسیخته به ابعاد بی سابقه ای رسیده است و هر روزه بخشهای بیشتری از مردم ایران به زندگی کردن در پایین تر از خط فقر سوق داده می شوند و نابرابری های اجتماعی و بی حقوقی سیاسی ابعاد گسترده تری پیدا کرده است، و از طرف دیگر در شرایطی که مناسبات جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر بحران اتمی وارد مرحله جدیدی شده و این تغییر مواضع در دو جبهه منازعه، جنبش انقلابی و سرنگونی خواهی در ایران را وارد فاز تازه ای نموده ، و تحت تاثیر این تحولات امید به دخالت آمریکا برای سرنگونی رژیم رنگ باخته است، سرنگونی رژیم و امر انقلاب در نتیجه پیشروی جنبشهای اجتماعی و در پیشاپیش همه جنبش کارگری به تنها امکان واقعی تبدیل شده است.
رژیم جمهوری اسلامی بنا به غریزه طبقاتی ظرفیت انقلابی و دگرگون کننده جنبش های اجتماعی را بخوبی می شناسد. تلاش برای یک کاسه کردن دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در پروسه این نمایش انتخاباتی یک سنگر بندی دیگر در مقابل امکان واقعی پیشروی انقلاب از مسیر رشد جنبش های اجتماعی است. اگر جناح غالب بی مهابا مخالفین خودی را از پروسه "انتخابات" حذف می کند و خاتمی اصلاح طلب علیرغم فاجعه بار خواندن روند "انتخابات" مردم را به شرکت در آن فرا می خواند همه بیانگر وحشت آنها از پیشروی انقلاب است.
از نظر کارگران آگاه و مردم آزادیخواه ایران، رژیم جمهوری اسلامی محصول سرکوب خونین انقلاب توده های مردم ایران است. این رژیم با همه جناح هایش دستانش به خون انقلاب آلوده است. این رژیم که در طول نزدیک به سه دهه حاکمیت خود هر ندای آزادیخواهانه را با سرکوب پاسخ داده است هیچگاه مشروعیت نداشته تا "انتخاباتش" برای وی اعتباری کسب کند. باید با نرفتن به پای صندوق ها این خیمه شب بازی را به نمایش رسوائی رژیم تبدیل کرد.
جریان سوسیالیستی با متحد کردن و فشرده کردن صفوف خود در دل جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش کردستان و قرار دادن افق رهایی بخش سوسیالیستی در مقابل این جنبش ها مسیر پیشروی انقلاب را که سرنگونی جمهوری اسلامی از اولین گام های آن است را هموار می کند.
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
19 بهمن 1386
8 فوریه 2008
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 21:42 توسط کارگر
|
کسی که میخندد خبر هولناک را نشنیده است (برشت)

اگر روزی از طریق رسانه های جمعی باخبر شدید که حیوانات درنده باغ وحش محل اقامتتان به علت سهل انگاری کارکنان آن یا به هر دلیل دیگری وارد شهر شده اند، چقدر از اینکه مبادا خود و خانواده تان مورد هجوم این حیوانات قرار نگیرید میترسید و چه اقداماتی را جهت خنثی کردن این احتمال انجام خواهید داد. یا اگر خبر دادند که چند نفر قاتل زندانی از زندان فرار کرده اند و یک باند آدم ربایی ایجاد کرده اند، به چه میزان خواهید ترسید و برای حفظ جان خودتان و اطرافیان چه اقداماتی را در دستور کار قرار خواهید داد. دراین حالت به چه اندازه ای خواهید ترسید و تلاش خواهید کرد که این خطر متوجه شما نشود. اگر این خطر به مراتب خیلی بزرگتر و حیوان درنده، درنده تر و احتمال خیلی نزدکتر باشد چه کاری میکنید؟ اگر جریانی سیاسی با سیاستی قومپرستانه و ناسیونالیستی تحت عنوان " حکومت خودمان" ، "ملت خودمان" ، " خا ک پاک خودمان" یا حل مسئله ستم ملی با شعار " فدرالیسم" یا هر شکل دیگر ناسیونالیستی حل این مسئله به میدان آمد چون تنها جای حیوانات درنده و باند آدم ربایی با الفاظ سیاسی پر شده است بازهم باید ترسید و با تلاشی فزاینده تر از قبل اقدامات لازم را جهت خثی کردن این خطر انجام داد. حکومت بورژوازی محلی کردستان عراق که خود لفظ "حکومت" نیز تنها دراین منطقه رایج است و به صورت رسمی هر گاه رئیس جمهور عراق که رهبر یکی از احزاب ناسیونالیستی و به شدت قومپرست و عشیره ای در کردستان عراق است از این منطقه با این اسم نام نمیبرد، مگر تنها آنوقت که بازبان کردی در میان مردم آنجا صحبت کند، نشان از درد و رنجی است که مردم ستمدیده درکردستان عراق از ترس صدام دیکتاتور به آن پناه بردند و تصور میکردند که اشکال کار در اینجاست که حکومت از خودشان نیست. پس لفظ " حکومت خودمان" از جانب این مردم هم نشان از درد و رنج است و هم ، همزمان مانعی در برابر بیان واقعی این درد و رنج.مردم کردستان عراق با این توهم و خوشخیالی که درکردستان "خودمان" حکومت میکنیم این شعار را سر میدادند تا دگر بار علیه شان جنایت اعمال نشود اما همین " خودمان" باتلاقی به وسعت " جغرافیای خودمان" برای مردم گسترانیده که پر از تمساحهای " حکومت خودمان" است و حکومت اختاپوس "فدرالی کردستان خودمختار خودمان" تا فرق سر در جنایت فرورفته و با دامن زدن به فرهنگ فردگرایی و بی تفاوتی ، بخشی از جامعه را در خلصه فروبرده است.به طوری که اگر دکانی کوچک داشته باشی با این توهم که این دکان به فروشگاه زنجیره ای و کمپانی تبدیل خواهد شد با بی تفاوتی تما از همه آن اتفاقاتی که می افتد تنها به ان فروشگاه زنجیره ای و سر تکان دادن به نشان تأیید این "حکومت خودمان" فکر میکنید و اگر این حکومت تمساح محلی کردستان به فرزندان همین مردم که همچون کارتون خوابهای تهران و سایر کشورهای پیشرفته حوزه دلار و یورو در جهان و مانند تمامی طبقات تحتانی جامعه در کنار خیابانها از فرط سرما یخ میزنند ، رحم نکرد با بی تفاوتی کامل از کنار آنها عبور میکنید. این درواقع همین فلسفه زندگی جوامع سرمایه داری و حفظ منافع فرد در برابر جمع است که از هر کس برای خودش علیه دیگران را میخواهد.این همان فلسفه ای است که سود سرمایه و عقلیت انباشت هر چه بیشتر ارزش اضافی اخلاقیاتش و ارزشهای اجتماعی و "انسانیش" را تعین میبخشد.این همان فلسفه ای است که برای سرماخوردگی جزئی "مام جلال"، عروسک خیم شب بازی امریکا و رئیس جمهور حکومت اختاپوسهای بزرگتر با ان بندهایی که به دست و پاهایش بند است و آنها را خارج از اراده خود به حرکت در می اورد برای پایان دوره نقاهت سرماخوردگیش کاروانهایی از اتومبیلهای دست چندم اروپا و امریکا به خیابان می ایند اما همین عقلیت این سیاست را تعیین میکند که دستفروشی که 25 سال داشت و درکنار خیابان شهر سلیمانیه از سرما جان داد، هیچ کس چیزی نگوید.خبر از این قرار است که دیروز جوانی 25 ساله به نام حسین که در شهر سلیمانیه کردستان عراق با چرخ دستیش مشغول کسب وکار و تأمین زندگی خود و خانواده اش بوده که از جانب پولیس مورد تعقیب قرار میگیرد و چرخ دستیش را توقیف میکنند و جوان 25 ساله نیز از ترس اینکه در حین برگشتن به خانه از طرف پدرش مورد سرزنش قرار نگیرد درگوشه ای از خیابانهای شهر سلیمانیه و درکنار سینما سیروان میخوابد که به علت برودت هوا درهمانجا جان میدهد. و ابن تاره گوشه هایی از این تراژدی است.
خیلی ها از سال 2003 که عراق مورد تجاوز امریکا قرار گرفت تا کنون این گفته را تکرار میکنند که در کردستان عراق چون بمب گزاری نمیشود و عملیات انتحاری کم انجام میشود، به همین دلیل در کردستان عراق امنیت هست. اینان با این تحلیل آبکی گرچه با این موضع درکنار سران این حکومت بورژوازی محلی قرار میگرند اما مسئله امنیت را از این زاویه میفهمند. نیمدانند یا نمی خواهند بدانند که هجوم وحشیانه پولیس این بورژوازی محلی به کارگران تاسلوجه و دانشجویان معترض در سلیمانیه و همین اواخر تلاش همین حکومت در جهت به تصویب رساندن قانون مرتجعانه ضد مطبوعات کافی است بگوییم در اینجا اصلا" امنیت نیست.
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 22:24 توسط کارگر
|
توطئه «اصلاح طلبان»، سرکوب «محافظه کاران»؟!
(محمد قوچانی و شرکایش)
بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu
جناح های حکومت اسلامی ایران، با این که بر سر تقسیم قدرت و ثروت با همدیگر در جدالند، اما در دفاع از حکومت اسلامی و بنیان گذار آن روح الله خمینی، منافع مشترکی دارند. آن ها در سرکوب و کشتار، شکنجه و اعدام، استثمار وحشیانه نیروی کار و همچنین در پرونده سازی برای فعالین فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دخیلند.
در این میان، حتی کسانی که دیروز در سپاه، وزارت اطلاعات و دیگر ارگان های سرکوب فعالیت داشتند امروز، روزنامه نگار، فیلمساز، نویسنده و... شده اند مستقیم و غیرمستقیم برای بقای حکومت اسلامی تلاش می کنند و هیچ فرصتی را در حمله به مخالفین حکومت از دست نمی دهند
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 18:21 توسط کارگر
|
سپاه پاسداران حکومت اسلامی - این نیروی تروریستی مخوف؟! (2)
بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu

لینک به بخش نخست (بحران شماره 4)
بخش دوم
مختصری درباره رحیم صفوی فرمانده قبلی و محمد علی جعفری فرمانده جدید سپاه
برخی از چهره های سرشناس سپاه و وزارت اطلاعات
نيروی برون مرزی؛ سپاه قدس
_______________
مختصری درباره رحیم صفوی فرمانده قبلی و محمد علی جعفری فرمانده جدید سپاه
آیت الله علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی و فرمانده کل قوای مسلح ایران، روز شنبه دهم شهریور ماه 1386، یحیی رحیم صفوی را از فرماندهی سپاه پاسداران برکنار و به جای وی محمد علی جعفری را به این سمت منصوب کرد.
فروردین 59، یوسف کلاهدوز، قائممقام فرمانده کل سپاه ایران، به رحیم صفوی ماموریت داد تا به کردستان برود و به نیروهای سرکوبگر برای سرکوب مردم انقلابی کردستان بپیوندد. صفوی، به همراه 200 پاسدار اصفهانی عازم سنندج می شود و فرماندهی نیروهای سپاه در کردستان را برعهده می گیرد. او، اولین «گردان ضربت» را برای سرکوب شورش مخالفان پایه گذاری می کند. اولین فرمانده گردان ضربت نیز، برادر وی سیدمرتضی صفوی بود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 21:45 توسط کارگر
|

در ۲۱ ژانویهی ۱۹۲۴ کارگران جهان یکی از رهبران ارزندهی خود را از دست داد. کمونیستی که در آن دهه با ایدههای نویناش جهان را به دو قطب متضاد از هم تقسیم نموده و پرچم کمونیستیای را بر زمین کوبید که ما تا کنون شاهد چنین ابعاد و میزانی نبودهایم. جهان در آن سال دستخوش تحولی عظیم گردیده بود؛ تحولی بنیادی که رعشه بر اندام همهی جانیان بشریت و استثمارگران انداخت و روز به روز بر دامنهی پایگاه و وسعتشان میکاست.
کمتر کسیست که به نقش و اهمیت وی در انطباقِ مارکسیسم در کشوری واحد را، نا دیده انگارد و بر ایدهی ظفرنمون «لنین»، در عرصهی عملی صحه نگذارد. در این مدت تلاشهای بسیار زیادی از جانب نابخردان و مشاطهگران بورژوازی صورت گرفته است و نادانانی بر این باوراند که ناپایداری و غیر داومی انقلاب بلشویکها، ریشه در سیاستها و روشهای انحرافی «لنین» دارد ؛ امّا گواهی تاریخ به گونهی دیگریست و این حقیقت روشن را در مقابل همهی آزادیخواهان و مدافعین کارگران و زحمتکشان قرار میدهد که انقلاب اکتبر بدون اتخاذ سیاستهای اصولی و قاطعی «لنین» نا ممکن بود. انسان قاطع و تحولگرائی که جنبش کمونیستی جهان بخود دیده است و نام و آوازهی وی در قلب میلیونها انسان آزادیخواه و کمونیست جای گرفته است و فراموش شدنی نیست. به واقع نمیتوان تاریخ مبارزات کارگران و کمونیستهای سراسر جهان را ورق زد و بر جایگاه و اهمیت «لنین» در عرصههای متفاوت پی نبُرد. کمونیست توانمندی که در اسفببارترین شرایط و در دوران جنگ امپریالیستی اوّل، کارگران و زحمتکشان را از شر سرمایهداران و زورگویان نجات داد و دنیا و جامعهای را جایگزین آن نمود که بدون اغراق نمونه بود.
انقلاب بلشویکها به رهبری «لنین» نقش بس عظیمی بر دیگر انقلابات رهائیبخش خلقهای جهان داشته است. با درسآموزی از انقلاب بلشویکها بود که جهان روز به روز شاهد تحولات دگرگونهساز علیهی مظالم امپریالیستی و جنایتکاران بود. دنیا در آنزمان مسیر و راهی را در مقابل خود گذاشت که با اهداف و نقشههای شوم اجحافگرایان در تضاد کامل قرار داشت. مسیر و روندی که بر حقانیت ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم صحه میگذاشت و بر خیل میلیونی آنها میافزود. به همین اعتبار استکه میتوان تاکید ورزید که انقلاب بلشویکها و «لنین» صرفاً به جامعهی شورروی تعلق نداشت بلکه انقلاب و رهبر همهی کارگران و کمونیستهای سراسر جهان بود.
مضافاً اینکه «لنین» در سازماندهی مبارزات کارگران و زحمتکشان علیهی تزار از تبحر بی نظیری برخوردار بود و در شناختِ صحیح و پیچیدهی مکانیسمهای درونی سرمایه و افشای اپورنونیستهای وطنی که همواره سد راه جنبشهای اعتراضی کارگران و زحمتکشان بودند، یک لحظه آرام نداشت و به مبارزهی بیرحمانه با آنها برخاسته بود.
بر جای گذاری دهها اثر تئوریکِ گرانبهائی همچون امپریالیسم بمثابه بالاترین مرحلهی سرمایهداری، چه باید کرد، دو تاکتیک سوسیال دمکراسی در انقلاب دموکراتیک، سوسیال و جنگ، مارکسیسم و رویزیونیسم و غیره از جمله فعالیتهای کمونیستی «لنین» را تشکیل میداد. اثراتی که همچنان به عنوان چراغ راه و رهنمای کمونیستهای جهان قرار گرفت و همچنان الهام بخش و پاسخگوی معضلات دنیای امروزیست. در بستر چنین حقیقت و واقعیاتی بود که لنینیسم با مارکسیسم در هم آمیخته شد و ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم به عنوان یگانه راه رهائی بشریت از زیر یوغ سرمایهداران استثمارگر پایهریزی گردید.
اگر چه نزدیک به یک قرن استکه از مرگ لنین میگذرد؛ امّا جایگاه و ایدههای دگرگونهساز «لنین» روز به روز ابعاد هر چه گستردهتری بخود میگیرد و تودهی بی شماری را حول سیاستهای خود گرد میآورد. براستی که مرگ «لنین» تولدی دوباره در میان میلیونها انسان محروم سراسر جهان بود. نام «لنین» در کنار مارکس و انگلس جهانی شده بود و سرمایهداران انگلصفت تلاشهای مذبوحانهای را به خرج دادهاند تا نقش و جایگاه این کمونیست ارزنده و نابغه را کمرنگ سازنند؛ امّا دنیای کارگران و زحمتکشان و دنیای انسانیت و عدالتخواه، ایدههای «لنین» را آویزهی کار مبارزاتی خویش قرار داده و همچنان تا تحقق آرمانهایاش بدان وفادار خواهد ماند.
بدون شک دنیای حقیقت و جویندگان راه آزادی، انتخاب صحیح خود را نموده است و پیرو راه و آرمانیست که «لنین»، از پایهگذاران آن میباشد. آرمانی که نجاتبخش انسان و انسانیت و خواهان نابودی ظلم و ستم و اجحاف محرومان است. اگر چه امروزه «لنین» و دیگر بزرگان انقلابات کارگری در میان محرومان نیستند؛ امّا آرمان و اهدافشان، همواره با میلیونها کارگر و زحمتکش و کمونیستهاییست که برای دنیای آزادی و رهائی مبارزه میکنند.
با این اوصاف جای دارد تا در هشتادوچهارمین سالگرد مرگ «لنین» و در دنیای نابرابر و نا عادلانه و در دنیایی که سرمایهداران جهانی دست در دست هم، به تخریب هر چه بیشتر زندگی کارگران و محرومان و ایدههای ظفرنمون مارکسیسم - لنینیسم مشغولاند، با تمام وجود به مقابله برخاست و به افشای عناصر و جریاناتی پرداخت که اینروزها در زیر لوای مارکسیسم - لنینیسم، در صدد تخریب افکار سراسر بُرنده و تسلیم ناپذیری «لنین» میباشند. دفاع از حیثیت و اعتبار اندیشهی مارکسیسم - لنینیسم و طرد لمیدگان عناصر و جریانات متزلزل و نا پیگیر انقلاب، از زمره وظایفیست که امروزه بر دوش هر عنصر کمونیست و صدیق وفادار به انقلابات کارگری - تودهای قرار گرفته است. شباهنگ راد
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 15:56 توسط کارگر
|
اطلاعیه خبری شماره ٢
تا آزادی تمامی دانشجویان دربند از «اقدام متحد» دست نخواهیم کشید!
هنوز وضعیت دانشجویان دستگیر شده ۱۳ آذر به این سو روشن نشده، ما با موج جدید دستگیری دانشجویان و خبر مرگ غیرمنتظره ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی سال چهارم رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج در بازداشتگاه این شهر روبرو می شویم. مسئولان اطلاعاتی سنندج، علت مرگ او را خودکشی اعلام کرده اند. بی گمان مسئوليت مرگ اين دانشجو مستقيما برعهده سران رژیم جمهوری اسلامی و نيروهای امنيتی آن است. رژیم و نيروهای امنيتی هم تاکنون به شکل رسمی واکنش نشان ندادهاند و تنها جسد نام برده را دزدانه و شبانه در قبرستان به خاک سپرده و طبق روایت برادرش سیمان کرده اند!
در رابطه با موج دوم دستگیری ها، آنچه در خبرها آمده حاکی از این است: طی روزهای دوشنبه ٢٤ و سه شنبه ٢٥ دی ماه 1386، تعداد دیگری از فعالان دانشجوئی چپ سوسیالیست و آزادی خواه را دستگیر که اسامی برخی از آنان به شرح زیر اعلام شده است:
۱- سروش دشتستانی ۲- امین قضائی ۳- بیژن صباغ ۴- آناهیتا حسینی ۵- مرتضی خدمایلو ۶- محمد پور عبدالله ۷- بیتا صمیمی زاد ۸- بهزاد باقری۹- سروش ثابت ۱۰- مرتضی اصلاحچی و همچنین خبر دستگیری ساناز اللهياری نیز داده شده است.
ادامه بازداشت های دانشجویی و فشار به خانواده ها و بی توجهی به دادخواست و مراجعات وکلای دانشجویان در شرایط امروزی، نشانه وحشت و هراسی ایست که جنبش دانشجویی با پیشروی خود و درهم سویی با دیگر جنبش های اجتماعی درون کشور یعنی (کارگران، زنان، جوانان، معلمان، روشنفکران ترقی خواه، فعالان اقلیت های ملی در میان بلوچ ها، حکومت نظامی ترکمن صحرا، اعدام های گسترده در اهواز، دستگیری فعلان دانشجویی، روزنامه نگاران و دشواری وضعیت محمود صالحی و بردن دیگر باره ایشان به بیمارستان در کردستان، دستگیری فعالان سیاسی آذربایجان، فعالان کارگری و زحمت کشان شهری و روستایی) در مقابل سرمای فزاینده، گرانی و کمبود مایحتاج محرمان سراسر ایران، به نام دانشجو حرکت می کنند و این بیش از هر چیز کلیت نظام را به وحشت انداخته است.
پیشروی مادران، پدران دانشجویان و اجتماعات اعتراضی هر روزه آنان در برابر مجلس، زندان اوین، دفتر قاضی مرتضوی جلاد اوین و عقب نشینی نکردن آنان در خواست ملاقات فرزندانشان سرانجام بعد از نزدیک به ۵۴ روز، دیدار با فرزندان شان را میسر نمود.
در چنین هنگامه ای در درون کشور، برای ما فعالان و امضاء کنندگان کمپین دفاع از دانشجویان با عنوان «اقدام متحد» که طی ۶ لیست، شما را از فعالیت های خود با خبر ساخته ایم، ضمن محکوم کردن موج جدید دستگیری ها و ابراز تاسف به خانواده رنج دیده و زحمت کش ابراهیم لطف الهی در سنندج، با تمام نیرو و به یاری شما فعالان احزاب و سازمان ها و نیروهای جنبش در خارج از کشور به افشاء این جنایات خواهیم پرداخت. ما به سهم خویش تلاش می ورزیم که تا لحظه آزادی تمامی این عزیزان در بند از پای ننشینیم و به پشتوانه همکاری و همراهی شمایان کمپین «اقدام متحد» و جلب حمایت و پشتی