
|
فیلسوفان جهان را تفسیر میکنند در حالی که هدف تغییر ان است """ مارکس"""
|
کسی که میخندد خبر هولناک را نشنیده است (برشت)

اگر روزی از طریق رسانه های جمعی باخبر شدید که حیوانات درنده باغ وحش محل اقامتتان به علت سهل انگاری کارکنان آن یا به هر دلیل دیگری وارد شهر شده اند، چقدر از اینکه مبادا خود و خانواده تان مورد هجوم این حیوانات قرار نگیرید میترسید و چه اقداماتی را جهت خنثی کردن این احتمال انجام خواهید داد. یا اگر خبر دادند که چند نفر قاتل زندانی از زندان فرار کرده اند و یک باند آدم ربایی ایجاد کرده اند، به چه میزان خواهید ترسید و برای حفظ جان خودتان و اطرافیان چه اقداماتی را در دستور کار قرار خواهید داد. دراین حالت به چه اندازه ای خواهید ترسید و تلاش خواهید کرد که این خطر متوجه شما نشود. اگر این خطر به مراتب خیلی بزرگتر و حیوان درنده، درنده تر و احتمال خیلی نزدکتر باشد چه کاری میکنید؟ اگر جریانی سیاسی با سیاستی قومپرستانه و ناسیونالیستی تحت عنوان " حکومت خودمان" ، "ملت خودمان" ، " خا ک پاک خودمان" یا حل مسئله ستم ملی با شعار " فدرالیسم" یا هر شکل دیگر ناسیونالیستی حل این مسئله به میدان آمد چون تنها جای حیوانات درنده و باند آدم ربایی با الفاظ سیاسی پر شده است بازهم باید ترسید و با تلاشی فزاینده تر از قبل اقدامات لازم را جهت خثی کردن این خطر انجام داد. حکومت بورژوازی محلی کردستان عراق که خود لفظ "حکومت" نیز تنها دراین منطقه رایج است و به صورت رسمی هر گاه رئیس جمهور عراق که رهبر یکی از احزاب ناسیونالیستی و به شدت قومپرست و عشیره ای در کردستان عراق است از این منطقه با این اسم نام نمیبرد، مگر تنها آنوقت که بازبان کردی در میان مردم آنجا صحبت کند، نشان از درد و رنجی است که مردم ستمدیده درکردستان عراق از ترس صدام دیکتاتور به آن پناه بردند و تصور میکردند که اشکال کار در اینجاست که حکومت از خودشان نیست. پس لفظ " حکومت خودمان" از جانب این مردم هم نشان از درد و رنج است و هم ، همزمان مانعی در برابر بیان واقعی این درد و رنج.مردم کردستان عراق با این توهم و خوشخیالی که درکردستان "خودمان" حکومت میکنیم این شعار را سر میدادند تا دگر بار علیه شان جنایت اعمال نشود اما همین " خودمان" باتلاقی به وسعت " جغرافیای خودمان" برای مردم گسترانیده که پر از تمساحهای " حکومت خودمان" است و حکومت اختاپوس "فدرالی کردستان خودمختار خودمان" تا فرق سر در جنایت فرورفته و با دامن زدن به فرهنگ فردگرایی و بی تفاوتی ، بخشی از جامعه را در خلصه فروبرده است.به طوری که اگر دکانی کوچک داشته باشی با این توهم که این دکان به فروشگاه زنجیره ای و کمپانی تبدیل خواهد شد با بی تفاوتی تما از همه آن اتفاقاتی که می افتد تنها به ان فروشگاه زنجیره ای و سر تکان دادن به نشان تأیید این "حکومت خودمان" فکر میکنید و اگر این حکومت تمساح محلی کردستان به فرزندان همین مردم که همچون کارتون خوابهای تهران و سایر کشورهای پیشرفته حوزه دلار و یورو در جهان و مانند تمامی طبقات تحتانی جامعه در کنار خیابانها از فرط سرما یخ میزنند ، رحم نکرد با بی تفاوتی کامل از کنار آنها عبور میکنید. این درواقع همین فلسفه زندگی جوامع سرمایه داری و حفظ منافع فرد در برابر جمع است که از هر کس برای خودش علیه دیگران را میخواهد.این همان فلسفه ای است که سود سرمایه و عقلیت انباشت هر چه بیشتر ارزش اضافی اخلاقیاتش و ارزشهای اجتماعی و "انسانیش" را تعین میبخشد.این همان فلسفه ای است که برای سرماخوردگی جزئی "مام جلال"، عروسک خیم شب بازی امریکا و رئیس جمهور حکومت اختاپوسهای بزرگتر با ان بندهایی که به دست و پاهایش بند است و آنها را خارج از اراده خود به حرکت در می اورد برای پایان دوره نقاهت سرماخوردگیش کاروانهایی از اتومبیلهای دست چندم اروپا و امریکا به خیابان می ایند اما همین عقلیت این سیاست را تعیین میکند که دستفروشی که 25 سال داشت و درکنار خیابان شهر سلیمانیه از سرما جان داد، هیچ کس چیزی نگوید.خبر از این قرار است که دیروز جوانی 25 ساله به نام حسین که در شهر سلیمانیه کردستان عراق با چرخ دستیش مشغول کسب وکار و تأمین زندگی خود و خانواده اش بوده که از جانب پولیس مورد تعقیب قرار میگیرد و چرخ دستیش را توقیف میکنند و جوان 25 ساله نیز از ترس اینکه در حین برگشتن به خانه از طرف پدرش مورد سرزنش قرار نگیرد درگوشه ای از خیابانهای شهر سلیمانیه و درکنار سینما سیروان میخوابد که به علت برودت هوا درهمانجا جان میدهد. و ابن تاره گوشه هایی از این تراژدی است.
خیلی ها از سال 2003 که عراق مورد تجاوز امریکا قرار گرفت تا کنون این گفته را تکرار میکنند که در کردستان عراق چون بمب گزاری نمیشود و عملیات انتحاری کم انجام میشود، به همین دلیل در کردستان عراق امنیت هست. اینان با این تحلیل آبکی گرچه با این موضع درکنار سران این حکومت بورژوازی محلی قرار میگرند اما مسئله امنیت را از این زاویه میفهمند. نیمدانند یا نمی خواهند بدانند که هجوم وحشیانه پولیس این بورژوازی محلی به کارگران تاسلوجه و دانشجویان معترض در سلیمانیه و همین اواخر تلاش همین حکومت در جهت به تصویب رساندن قانون مرتجعانه ضد مطبوعات کافی است بگوییم در اینجا اصلا" امنیت نیست.